پایگاه خبری تحلیلی امروله08:43 - 1393/01/02
وبلاگ شهر من هرسین

«به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردن چه دیدی و چه شنیدی؟

 دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید!!! 

 گفت: بابا امام رضا بهم گفت:

«به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه» 

 پدر به خادم گفت: وقتی که نا امید بودم 


 به امام رضا گفتم:می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده.  


 اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.