به گزارش خبرنگار مهر، این اتفاق درآن زمان چیزی نبود که آنقدر اهمیت داشته باشد و مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد، اما این معضل رخ داد تا اینکه حالا زاینده رود با خشکسالی های پی در پی دچار بحرانی شود که تبعات اجتماعی زیادی را به دنبال دارد. تبعاتی که شروع آن از مهاجرت کشاورزان آغاز شد، کسانی که در اعتراض به خشکسالی و عدم تخصیص آب زمینهایشان را که از تشنگی خشک شده و چیزی ازمحصولاتشان به بار نیامده است را رها کرده و راهی شهرها شده اند.
خیلی ها این مشکل را گردن مدیریت غلط انداختند، حاشیه هایی که خبر از انتقال آب به استانهای یزد و کرمان می داد و برخی دیگر هم نیامدن نزولات آسمانی را دلیلی بر خشکسالی می دانستند، اما هر چه باشد کشاورزان اعتقاد دارند که چشم مسئولان بر معضلات آنها بسته است و نمیتوان به آبادانی زمینهای خشک به خصوص در ناحیه شرق اصفهان امیدوار بود.
حال که بیشتر باغات این منطقه خشک شده و زمینهای کشاورزی نیز چیزی برای به بار نشاندن محصولاتشان ندارند، اکثر مردم این منطقه یا حاشیهنشین شهرها شدهاند و یا اگر هم ماندهاند با ترکهایی که بر لبهایشان نشسته قدرت سخن گفتن در اینباره را ندارند.
عبدالرزاق محمدی که خودش یک کشاورز با سابقه در منطقه حدفاصل فلاورجان ،فولاد شهر و نجف آباد است با تاکید بر این مساله می گوید: کشاورزان منطقه ما تنها شغلی که بلدند کشاورزی است. شاید تنها 5 یا 10 درصد از آنها به خاطر مشکل آب بتوانند تغییر کاربری داده و به شغل دامداری یا صنعتی بپردازند، ولی اکثرا به شهرهای اطراف یا شهرستانهای اطراف برای کشاورزی می روند چون وضع اقتصادی منطقه بسیار ضعیف شده است،آنها بیمه نیستند و بیمه بیکاری نمی گیرند، اگر هم سرمایه داشته باشند کار دیگری بلد نیستند.
به گفته محمدی، یکی از تبعات اجتماعی معضل این است که منطقه خالی شده و محل استفاده معتادان می شود و جایی که مکان تولید گیاه بوده به جمع شدن معتادان تبدیل شده است.این در حالی است که به خاطر وسعت زیاد منطقه نیروی انتظامی نمی تواند به همه جا احاطه داشته باشد و به همین خاطر محل خرید و فروش مواد مخدر شده است .از سویی دیگر کشاورزان هم در شهر تبدیل به کارگران فصلی شده اند که در میدانهای اصفهان همچنان منتظر می مانند تا بتوانند لقمه نانی به دست بیاورند.
این کشاورز با اشاره به اینکه از تبعات دیگری که عاید مردم منطقه می شود افزایش سن ازدواج و کاهش زاد و ولد است چرا که درآمدی نیست که یک جوان بتواند خانواده تشکیل دهد و این تبعات بدی دارد چرا که در حال حاضر سرمایه داران به قیمت بسیار اندک زمین ها را می خرند و به نوعی سبک ارباب و رعیتی قدیم راه افتاده است. کشاورزی که برای 4یا 5 هکتار زمینهایش خمس و زکات می پرداخت اکنون محتاج 1000 تومان است.

وی با اعلام اینکه تضمینی نبودن محصولات مکملی شده بر مشکلات کشاورزان، ادامه می دهد: مثلا محصول پیازی که کیلویی 550 تومان برای کشاورز هزینه داشته 200 تومان از او خریداری می شود وبرای اینکه برای او صرف نمی کند او ترجیح می دهد که مهاجرت کند و اجاره نشینی و کارگری یا بیکاری را در شهر تجربه کند.
رضا چراغی کشاورز دیگری است که او هم دل خوشی از خشکسالی و کمبود آب ندارد. به گفته او سهم هر کشاورز 6 ساعت آب است ولی این آب درآمدش با خرجش یک جور نیست و جواب هزینه ها را نمی دهد، بنابراین کشاورز مجبور می شود که خانوار را رها کند بچه هایش را به کارخانه بفرستد تا برای 12 ساعت، ماهانه 700 هزار تومان درآمد داشته باشد، اما این هم باز کفاف خرجی خانواده را نمی دهد .این در حالی است که نمی توانیم تغییر کاربری هم بدهیم چرا که مثل آتش کف دست است یا از بین می رویم یا باید سرکنیم ملک را نمی توانیم رها کنیم ،چرا که زمینی که مرغوب شده به علت شوری از بین می رود اگر هم بخواهیم کار کنیم صرف نمی کند.
در این میان فولادگر، عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر اصفهان یکی دیگر از کسانی است که تبعات اجتماعی خشکسالیها را از منظر دیگری نگاه می کند. به گفته او با مهاجرت کشاورزان به شهرها که آثار آن به وضوح پیداست این است که آنها قاعدتا کسانی هستند که جویای کارند به همین خاطر به شغل های کاذب روی آورده و برای مثال در سیستم بازیافت وارد می شوند و عملا در زمینه ای غیر مجاز، اقلام بازیافتی، هزینه های بسیاری به شهرداری وارد می شود و قاعدتا انتظاری که از شهر دارند برآورده نمی شود، از طرفی با خرده فرهنگ هایی که در حاشیه ها ایجاد می شود مشکل حاشیه نشینی پدید می آید و سکونتگاههای غیر رسمی ایجاد می شود و بالتبع معضلات دیگری در پی آن ایجاد می شود که جایی برای گفتن آن نیست.
به گفته این عضو شورای اسلامی شهر اصفهان در اینگونه مهاجرت ها حتی اگر فرد تمکن مالی داشته و مشکل حاشیه نشینی نداشته باشد به خاطر اینکه به جمعیت شهر افزوده می شود ما با افزایش نامتوازن جمعیت روبرو خواهیم شد که باز خدماتی که انتظار دارند به آنها نرسیده و فقط به سیستم شهری تحمیل می شوند.
در این میان مسئولان شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان همواره مردم را به صرفه جویی در آب تشویق می کنند چرا که به گفته آنها حتی اگر صرفه جوییها به میزان 20 درصد هم انجام نشود ما با تهدیدات جدی در مورد کمبود آب شرب روبرو خواهیم شد چه برسد به کشاورزی یا صنایع خرد و کوچک.
به گفته معاون بهره برداری شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان، شرکت آب و فاضلاب استان در حال حاضر اعتقادی به جیره بندی آب ندارد ولی چون مصرف و تولید آب در توازن نیست تابستان مجبور به انجام چنین چیزی شد.
مجتبی قبادیان با اشاره به اینکه در سال های گذشته پیک مصرف تنها در تابستان بود و مشکل آب فقط در این فصل داشتیم اما در شرایط فعلی مشکل کمبود آب در پاییز و زمستان هم هست و اگر صرفه جویی انجام نشود با تهدید مواجه خواهیم شد و برای توزیع و مصرف دچار چالش می شویم ،می گوید: ما این کمبود آب را باید از دو طریق به تعادل برسانیم یا انیکه میزان آب را افزایش دهیم که این از طریق حوضه های دیگر مثل تونل سوم و بهشت آباد انجام خواهد شد که در کوتاه مدت میسر نیست از طرفی خشکسالی هایی که طی 7 سال متوالی اتفاق افتاده است ،کمبود بارش ها ،تغییر زمان بارش ،تغییر نوع بارش و افزایش نسبی دما سبب شده که میزان آب ورودی به سد با کاهش قابل ملاحظه ای مواجه شود و با توجه به میزان مصارف ناچار به بسته شدن رودخانه برای حفظ آب شرب هستیم و این خود سبب کاهش آبدهی چاه های فلمن به عنوان دومین منبع تامین آب اصفهان شده است به طور مثال میزان آبدهی آن از چهار هزار لیتر به حدود 300 لیتر در ثانیه رسیده است.
وی با تاکید بر اینکه ما فقط و فقط می توانیم آب را با مدیریت، مصرف کنیم می گوید:برای رسیدن به همخوانی عرضه و تقاضا باید نسبت به صرفه جویی اقدام کنیم و دو راه در پیش داریم اینکه به تعادل در مصرف و تولید آب برسیم و دوم اینکه در حفظ کمیت و کیفیت آب پشت سد زاینده رود بکوشیم چرا که در مورد پیش بینی بارش و میزان آن در خصوص رفع کمبودهای حوضه ابهام داریم و این مساله لزوم صرفه جویی را دو چندان می کند.