پایگاه خبری تحلیلی امروله05:35 - 1393/02/17

چه جیغ دل نشینی!

از روستاهای صعب‌العبور دامنه کوه‌های زاگرس عبور کرده است، از گرمای سوزان سیستان و بلوچستان و سوز سرمای اردبیل گذشته است، درد جسم و روح به جان خریده است تا زندگی بیافریند و هدیه پاک خداوند را به آغوش امن مادران برساند و باشکوه‌ترین ثانیه‌های زندگی را ثبت کند.

 

او با صبر، کاردانی، تجربه‌، اخلاق پسندیده، تصمیم به موقع و با وجدان کاریش با وجود تحلیل جسمش، جان مادران و نوزادان را حفظ کرده است تا شاهد زیباترین و دلنشین‌ترین لبخندها در هنگام به آغوش کشیدن نوزادان در دستان مادر باشد.

 

او علم و هنر مامایی را با عشق درآمیخته و فداکاری کرده است تا زیباترین اثر خلقت خداوند تجلی یابد و مادران بتوانند زیباترین فصل زندگی‌شان را تجربه کنند.

 

او، مادری معنوی است که دارای شغلی مقدس و دارای رازهای نهان است؛ گویی، پل ارتباطی آن دنیا و این دنیای بچه‌هاست. زهرا محمدخانی، مامای نمونه استان یزد با وجود 43 سال خدمت و به رغم فراز و نشیب‌هایی که در زندگی از سر گذرانده است هنوز هم محکم و استوار ایستاده و می‌گوید، "با وجود دیدن رنج بسیار هنوز هم شغلم را دوست دارم و شیرین‌ترین لحظه‌ها، برایم تولید یک نوزاد سالم و قرار گرفتن او در آغوش مادر است."

 

حالا دیگر نوزادی که با کمک او زندگی یافته، نوه دارد. با زندگی پیر مامای یزد همراه می‌شویم تا از شیرین‌ترین و تلخ‌ترین لحظات خدمتش برای تولد یک زندگی بگوید، از سخت‌ترین زایمان‌ها و فداکاریش برای جان بخشیدن به زندگی بگوید.

 

زهرا محمدخانی، مامای نمونه سال 92 بیمارستان مادر یزد که 43 سال سابقه فعالیت مامایی در نقاط مختلف ایران را در کارنامه کاریش دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) اظهار کرد: وقتی می‌خواستم شغل مامایی را انتخاب کنم، از طرف پدر و مادر و اقوام مورد اعتراض قرا گرفتم چون در آن زمان دختران معمولا این شغل را انتخاب نمی‌کردند. شغل مامایی را انتخاب کردم چون با روحیات من سازگار است و با وجود مشکلات بسیار این حرفه، باز هم این شغل را دوست دارم.

 

وی از فراز و نشیب‌های دوران فعالیت مامایی‌اش گفت و اظهار کرد: در سال 1350، در رشته مامایی فارغ التحصیل شدم و برای خدمت به ایذه در خوزستان اهواز رفتم. در منطقه ایذه به مدت سه سال به عنوان ماما فعالیت کردم و 10 سال به عنوان مدیر بیمارستان در منطقه ایرانشهر استان سیستان و بلوچستان کار کردم.

 

این مامای با سابقه اضافه کرد: فعالیت در چادگان استان چهارمحال و بختیاری، ساوه و قروه سنندج، مرزیکلای بابل، زایشگاه رشت و گرمی در استان اردبیل، تهران و شیراز از دیگر منطقه‌های خدمت من در کشور بوده است. در سال 1380 از بیمارستان شهید صدوقی یزد بازنشسته شدم و با دعوت به کار در بیمارستان مادر یزد، فعالیتم را از 13 سال پیش در این بیمارستان آغاز کردم که تا به امروز ادامه دارد.

 

محمدخانی خاطرنشان کرد: در سال 1350، بعد از فارغ‌التحصیلی به عنوان مامور به منطقه ایذه رفتم. این شهر میان کوه‌های سر به فلک کشیده چهارمحال و بختیاری، تنها یک درمانگاه داشت. زایشگاه این مکان، وسیله ایاب و ذهاب نداشت، به همین دلیل از طریق بی‌سیم ژاندارمری به بیمارستان اطلاع می‌دادند که در فلان منطقه، مادری در حال وضع حمل است. ما با یک آمبولانس، یک پرستار و کمک راننده با وسایل کامل به آن محل می‌رفتیم، اگر می‌توانستیم، در محل، عمل زایمان را انجام می‌دادیم و بعد از یک ساعت کنترل شرایط مادر و نوزاد، برمی‌گشتیم.

 

وی ادامه داد: اگر مشکلی برای انجام زایمان در محل وجود داشت، مادر را به بیمارستان منتقل می‌کردیم. به خاطر دارم، روزی اطلاع یافتیم مادری در یک روستای منطقه باغملک در حال وضع حمل است، در هنگام طی مسیر به سوی منطقه متوجه شدیم که نمی‌توانیم با آمبولانس به آن طرف رودخانه برویم، به همین دلیل ناچار شدیم با اسب از رودخانه عبور کنیم. از آنجا که برانکارد نداشتیم یک نردبان را با پتو پوشانده و بیمار را به نردبان بسته و او را به این طریق از رودخانه عبور دادیم و در نهایت با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردیم.

 

محمدخانی بیان کرد: در زمانی که مامور به خدمت در شمال ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان شدم، این استان یکی از محروم‌ترین استان‌ها بود. به یاد می‌آورم در یک زمان، بیماری بعد از زایمان دچار خونریزی شد و به خون احتیاج پیدا کرد. در آن شرایط برادر یکی همکاران که برای دیدن خواهرش به این شهر آمده بود به این دلیل که گروه خونی او به بیمار می‌خورد حدود 800 واحد خون تازه از او گرفتیم و به بیمار تزریق کردیم. برادر همکارمان از حال رفت و با کمک‌های اولیه به هوش آمد ولی جان آن بیمار نجات یافت. بعدها همین برادر در جبهه‌های جنگ شهید شد.

 

وی با اشاره به سخت‌ترین زایمان‌هایی که در دوره فعالیتش انجام داده است، اظهار کرد: در سال 52 در ایرانشهر خدمت می‌کردم و تجهیزاتی مانند سونوگرافی و رادیولوژی وجود نداشت. در زمان زایمان، سر نوزاد خارج شد ولی تنه آن در بدن ماند و چون پزشک زنان نداشتیم با فاصله 6 ساعت از ایرانشهر به زاهدان رفتیم، در آنجا متخصص زنان مجبور شد تن نوزاد را به طریق سزارین خارج کند زیرا نوزاد ناهنجاری زیادی داشت. این روز بدترین روز دوره فعالیتم بود.

 

محمدخانی ادامه داد: در زمان جنگ تحمیلی، عامل تولد نوزادی در ساعت 12 شب بودم که در حین انجام عمل زایمان متوجه شدم سر و تن نوزاد معمولی است ولی دست‌ها به صورت باله ماهی و پاها به صورت چسبیده بود. دو باله نیز در انتهای پاها چسبیده بود. در این زمان از گرفتن این نوزاد وحشت کرده بودم چون شبیه یک ماهی بود. از مادر فرزند، شغل پدر را پرسیدم که گفت سرباز است و در منطقه عملیاتی شلمچه خدمت می‌کند. پدر فرزند تحت تاثیر مواد شیمیایی منطقه دچار آلودگی شیمیایی شده بود.

 

وی گفت: بعد از خدمت در ایرانشهر به چادگان در استان چهارمحل و بختیاری رفتم. زمان خدمتم، زمستان بود و برف شدیدی منطقه را فراگرفته بود به همین دلیل گاها ناچار می‌شدیم با تلفن، همراهان مادر را برای انجام عمل زایمان راهنمایی کنیم.

 

محمدخانی ادامه داد: پس از تحویل گرفتن زایشگاه گرمی در استان اردبیل به دلیل اینکه زبان ترکی بلد نبودم با مشکلات زیادی مواجه می‌شدم. به یاد می‌آورم، یکی از بیماران بعد از زایمان دچار خونریزی شد و هیچ چاره‌ای به جز تزریق خون نداشتیم. در این زمان یک پیک به ژاندارمری فرستادم و از سربازان کمک خواستم. رئیس ژاندارمری منطقه، یک ماشین حامل سرباز به زایشگاه فرستاد و ما نیز از تمامی سربازها خون گرفتیم تا خون مورد نیاز بیمار را تامین کنیم و بدین ترتیب جان بیمار را نجات دادیم.

 

وی خاطرنشان کرد: روزی که آن بیمار از بیمارستان مرخص می‌شد تمام آن سربازها در دو طرف درب بیمارستان، ایستاده و بیمار را بدرقه کردند و همراهان آن بیمار گوساله‌ای آوردند و جلوی درب بیمارستان ذبح کردند. بعد از 7 سال خدمت در این منطقه به تهران برگشتم. مدت کوتاهی در تهران خدمت کردم و سپس به شیراز نقل مکان کردم و بعد از سه سال به یزد مهاجرت کردم و تاکنون در یزد مشغول به فعالیت هستم.

 

این مامای با تجربه بیمارستان مادر یزد در بیان تفاوت ماماهای امروز با گذشته، اظهار کرد: در زمان قدیم فعالیت ماماها راحت‌تر بود چون همکاری بین بیمار و ماما بیشتر بود و بیماران اعتماد بیشتری به ماماها داشتند. در گذشته زنان اطلاعات زیادی در مورد مسائل بارداری و زایمان نداشتند و از ماماها کمک می‌گرفتند ولی امروزه بیماران با اطلاعات کامل به نزد پزشک و ماما می‌آیند. در قدیم با انجام زایمان‌های طبیعی می‌توانستیم تصمیم‌گیری بیشتری داشته باشیم ولی امروزه تصمیم‌گیری، بیشتر با پزشکان است.

 

وی ادامه داد: خبره بودن ماماها در گذشته به آموزش ماما و تجربه آنان بستگی داشت ولی اکنون علم ماماها به روز شده است و باید با علم روز پیش رفت.

 

محمدخانی درباره وضعیت ماماها در بیمارستان‌ها، اظهار کرد: جایگاه ماماها چندان مناسب نیست و به این قشر توجهی نمی‌شود. ماماها هم اینک بیشتر زیر نظر پزشکان کار می‌کنند و هیچگونه نظری از خود نمی‌توانند داشته باشند.

 

وی در تشریح تفاوت فعالیت پزشکان زنان و ماماها، توضیح داد: پزشک، دوره‌های پزشکی مختلف را می‌بیند و بعد دوره تخصص زنان را می‌گذراند، ولی ماماها 4 سال دوره مامایی را می‌گذرانند و بعد در دوره کارشناسی ارشد با درمان‌های اولیه آماده می‌شوند. بین پزشکان و ماماها باید همکاری نزدیک و زیادی وجود داشته باشد، به حرف و عمل یکدیگر اطمینان کنند تا بتوانند محیطی آرام برای بیماران مهیا سازند.

 

محمدخانی با اشاره به فضیلت شغل مامایی در اسلام، خاطرنشان کرد: مامایی شغل مقدسی است که خداوند توفیق آن را به همه کس نمی‌دهد، زیرا باید امین و کاردان باشند و با صبر و حوصله و به درستی کار را انجام دهد. بسیاری از مردمان قدیم معتقد بودند که ماما هدیه‌ای از جانب خداوند است.

 

وی در تشریح سختی‌های شغل مامایی، اظهار کرد: استرس، تحلیل رفتن جسم و روح، شب بیداری، احتمال ابتلا به آلودگی‌های ویروسی مانند ایدز و تامین معیشت نامطمئن ماماها از بزرگترین دغدغه‌های این گروه شغلی است. ماماها خیلی زود دچار گردن درد، دست درد، کمر درد و ناشنوایی زودرس می‌شوند.

 

محمدخانی معتقد است: هم اینک کار اصلی عمل زایمان به دست پزشکان انجام می‌شود و ماماها تنها 30 درصد در انجام عمل نقش دارند. ماماها دیگر به مانند گذشته نقش پررنگی در زایمان ندارند. شغل مامایی در جامعه مقدس است و باید از این شغل حمایت کنند.

 

وی با اشاره به مشکلات ماماها، تصریح کرد: استقلال نداشتن حرفه مامایی، عدم عقد قرارداد بیمه با کارشناسان مامایی در صورتی که ماماها یکی از شاخه‌های اصلی سلامت در کشور هستند، از جمله این مشکلات است. قرارداد نبستن بیمه با جامعه مامایی باعث می‌شود زنان برای کوچک‌ترین مشکل زنانگی و غیربارداری به متخصص زنان مراجعه کنند که این امر هزینه زیادی بر دوش خانواده‌ها می‌گذارد.

 

این مامای باتجربه ادامه داد: از حدود 9 سال پیش تاکنون مهر نظام مامایی توسط بیمه‌ها مورد قبول قرار نمی‌گیرد و تلاش‌های همکاران مامایی در سراسر کشور برای حل این مشکل تاکنون جواب نداده است، امیدوارم ریاست محترم نظام پزشکی در این امر مهم با این قشر زحمتکش همکاری کند.

 

وی در وصف ویژگی‌های یک مامای ماهر، خاطرنشان کرد: یک مامای خوب باید دارای اخلاق پسندیده، با حوصله، با تجربه و با معلومات زیاد باشد و به موقع تصمیم‌ درست بگیرد تا بیماران بتوانند به او تکیه کنند. هم‌چنین وجدان کاری داشته باشد و کارش را نیز دوست داشته باشد. علم و هنر مامایی را با عشق در بیامیزد و با فداکاری فعالیت کند.

 

محمدخانی بر لزوم تغییر نگرش زنان جامعه در انجام زایمان طبیعی تاکید کرد و گفت: تغییر نگرش زنان جامعه در انجام زایمان طبیعی منوط به افزایش آگاهی آنان از عوارض جراحی شکمی است که این امر با شرکت در کلاس‌های آمادگی قبل از زایمان و آموزش به مادران، همسران و خانواده آنان ممکن می‌شود.

 

وی خاطرنشان کرد: مهم‌ترین موضوع برای افزایش زایمان‌های طبیعی، افزایش آگاهی قبل از زایمان به زنان باردار است. با شرکت در کلاس‌های آمادگی زایمان، مادر باردار به توانایی‌های جسمی و ذهنی خود آگاه شده و یاد می‌گیرد که چگونه بارداری سالمی را تجربه کند و دوران پس از زایمان را با سلامتی به پایان برساند و مدت دو سال شیردهی را به عنوان زیباترین فصل زندگی‌اش تجربه کند.

 

محمدخانی بیان کرد: در سراسر دنیا 80 درصد زایمان‌ها به دست ماماها و تنها 20 درصد زایمان‌ها توسط متخصصان انجام می‌شود، این در حالیست که در دو دهه اخیر زایمان به روش سزارین در کشور زیاد شده است. متاسفانه انجام سزارین‌های انتخابی و عدم اعتراض به انجام سزارین بدون علت نشان‌دهنده آگاهی نداشتن مادران و خانواده‌هایشان نسبت به عوارض سزارین است. با آموزش کارشناسی و معرفی کتاب‌های مربوطه برای افزایش آگاهی زنان، تمایل زنان به زایمان طبیعی بیشتر می‌شود.

 

وی درباره تجربه‌اش در زمینه تطبیق دادن کار با زندگی خانوادگیش گفت: به تنهایی نمی‌شود هم خانه‌داری، فرزندداری و کار کرد. در این میان باید همسر خوبی داشت تا بتواند در نبود مادر به فرزندان رسیدگی کند. در زمان اشتغالم در بیمارستان، مسئولیت شیفت‌هایی را به‌عهده می‌گرفتم که به فرزندان و خانواده فشار وارد نشود. در زمانی که فرزندانم کوچک بودند شب‌کاری می‌کردم و شب‌ها همسرم از فرزندان مراقبت می‌کرد. روزها در منزل بودم و به کودکانم رسیدگی می‌کردم.

 

محمدخانی درباره سبکترین و سنگین‌ترین کودکی که با کمک وی به دنیا آمده است، بیان کرد: سبک‌ترین کودکی که در زایمان‌ها گرفتم حدود 650 گرم و سنگین‌ترین کودک 5 کیلو و 500 گرم بود که هر دوی آنها زنده مانده‌اند.

 

این مامای نمونه سال 92 بیمارستان مادر یزد با اشاره به شیرین‌ترین لحظات دوره فعالیتش خاطرنشان کرد: زمانی که بچه و مادر، سالم از هم جدا می‌شوند و نوزاد روی سینه مادر قرار می‌گیرد بهترین لحظه برای یک ماما است. به خاطرم می‌آید خانواده‌ای، آنقدر از شنیدن به دنیا آمدن فرزند دخترشان خوشحال شدند که همگی در راهرو بیمارستان به سجده افتاده و خدا را شکر کردند.

 

وی افزود: تعدادی از اقوام نزدیک که عامل زایمان فرزندشان بودم، همیشه یادی از بنده می‌کنند. افراد غریبه نیز که مرا می‌شناسند با احترام فراوان برخورد می‌کنند. نخستین نوزادی که عامل به دنیا آمدنش بودم هم اکنون نوه دارد. ترس و نگرانی از سالم نبودن فرزند و مادر و سختی زایمان، واکنش بیشتر خانواده‌ها در هنگام تولد نوزادشان است.

 

این ماما در پایان درباره خانواده‌اش خاطرنشان کرد: دو پسر و یک دختر دارم که همگی در رشته‌های مهندسی تحصیل کرده‌اند. هیچ‌گاه دوست نداشتم دخترم، شغل مرا ادامه دهد زیرا مشکلات مامایی در این زمان بسیار شده و انسان را از نظر روحی و جسمی خسته می‌کند.