به گزارش گروه اجتماعی امروله : شهید و شهادت مصادیق فراوانی دارد که بارزترین مصداق آن همان کشته شدن در جبهه جنگ و معرکه درگیری با دشمنان دین است که آثار شرعی خاصی دارد. سوالی که این مطلب به دنبال آن است این است که چرا کشته شدگان جنگ نرم دشمنان جزء مردگان هستند نه شهداء.
امروزه اصطلاح جنگ فرهنگی(جنگ نرم) را زیاد شنیده اید آیا واقعا به این کلمات عمیق فکر کرده اید چرا از عنوان جنگ استفاده می شود مگر این نیست که در جنگ عده ای کشته و مجروح می شوند ، خانه ها و آبادی ها ویران می شود ، کشورها از پیشرفت فرهنگی ، علمی و اقتصادی باز می مانند پس چرا کلمه جنگ فرهنگی استفاده می شود؟
اگر عمیق نگاه کنید می بینید که واقعا همین طور است عقب ماندگی جنگ فرهنگی علاوه بر داشتن خصوصیات بالا بسیار مخرب تر و ویران کننده تر است. ما در جنگ فرهنگی تسلیحاتمان بسیار ضعیف تر از دشمن است و همین امر تعداد کشته های ما را افزایش می دهد.
امروزه اصطلاح جنگ فرهنگی(جنگ نرم) را زیاد شنیده اید آیا واقعا به این کلمات عمیق فکر کرده اید چرا از عنوان جنگ استفاده می شود مگر این نیست که در جنگ عده ای کشته و مجروح می شوند ، خانه ها و آبادی ها ویران می شود ، کشورها از پیشرفت فرهنگی ، علمی و اقتصادی باز می مانند پس چرا کلمه جنگ فرهنگی استفاده می شود؟
اگر عمیق نگاه کنید می بینید که واقعا همین طور است عقب ماندگی جنگ فرهنگی علاوه بر داشتن خصوصیات بالا بسیار مخرب تر و ویران کننده تر است. ما در جنگ فرهنگی تسلیحاتمان بسیار ضعیف تر از دشمن است و همین امر تعداد کشته های ما را افزایش می دهد.
.jpg)
متاسفانه نفوذی های زیادی هم در این جنگ حضور دارند ، در جنگ نظامی کسانی هستند که وطن فروشند و از سوی دشمن خریداری شدند برای این که بین نیروها ترس ، نفاق و دشمنی بندازند ، اطلاعات استراتژیک و نقشه ها را به دشمن برسانند.
اما فرق نفوذی جنگ نظامی با جنگ فرهنگی(نرم) در این است که در جنگ فرهنگی اکثر نفوذی ها نا خواسته نفوذی شدند.
اگر در جنگ نظامی کسی مجروح شود و یا کشته شود اجر و قرب الهی دارد و بین مردم عزیز است و جایگاه او بهشت است از او به نیکی یاد می شود اما در جنگ فرهنگی کاملا بر عکس است.کسی که در جنگ فرهنگی مجروح شود نا خواسته به نیروی کمکی دشمن تبدیل می شود اما اگر کسی کشته شود خواسته یا نا خواسته نیروی نفوذی دشمن است کشته یعنی کسی که کاملا غرب زده شده افکار فرهنگی ،مذهبی ، اجتماعی و حتی اقتصادی غرب را پذیرفته بدون اگر و اما و کاملا در راستای هدف آن ها قدم بر می دارد.
متاسفانه امیدی به برگشت و احیاء زخمی های جنگ فرهنگی نیست و این است که کار مسئولین مربوط را سنگین تر می کند چون یکی دیگر از فرق های جنگ نظامی با فرهنگی در این است که برگرداندن کشته جنگ فرهنگی کار بسیار سختی است اما غیر ممکن نیست.
بنابراین مسئولین فرهنگی وبزرگان کشور باید این قضیه مهم را مانند رهبر انقلاب یک جنگ بدانند و با بستن کمر همت مانند هشت سال دفاع مقدس به پاسداری از کیان این مرز و بوم بسیج شوند.
به هر حال چیزی که قابل توجه است این است که کسی از کشته های این جنگ خبر نداشته و نخواهد داشت و با توجه به محتوای که از طرف دشمن در تولید و انتشار و باز نشر در این فضا هست و هر روز به تعداد کشته های این فضا اضافه می شود و باعث انحراف یک نسل و نسلهای بدی می شود که باید چاره ای اساسی اندیشده شود.
