محمد بقایی ماکان از تجربه خود از کسب درآمد از راه ادبیات و نویسندگی میگوید.
این مترجم و پژوهشگر در گفتوگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره امکان امرار معاش از راه ادبیات در ایران، گفت: با نگاهی اندک به وضعیت نشر در ایران که در سالهای اخیر از نشانههای بارز رکود تلاشهای فرهنگی است میتوان به این نتیجه رسید که نویسندگان، مترجمان و مصنفان یا به طور کلی پدیدآورندگان کتاب به لحاظ معیشتی در چه شرایطی سر میکنند. چنان که برای اهل کتاب کاملا آشکار است، میزان شمارگان 90 درصد از کتابهایی که به چاپ میرسد از 500 نسخه تجاوز نمیکند و این موضوع برای کشوری که اکنون میزان افراد تحصیلکرده آن به سطح بالایی رسیده و به لحاظ تاریخی نیز سابقه درخور توجهی در زمینه تألیف و تصنیف آثار متعددی دارد که شاید بتوان گفت یکی از قدیمیترین سرزمینها در ایجاد کتابخانه و فعالیتها در زمینه تألیف و تصنیف است، ضایعهای بزرگ به شمار میآید.
او ادامه داد: بنابراین با توجه به چنین واقعیتی که اکنون بسیار مشهود شده نمیتوان تصور زندگی مطلوبی را برای پدیدآورندگان کتاب، حتا آن گروه که در زمینههای فنی این رشته فعالیت دارند، در نظر گرفت. طبیعی است که بر اساس الگوی «اول وجود، بعدا سجود» هیچ فردی در هیچ زمینهای هر چقدر که مشتاق و شیفته فعالیت مورد نظر خود باشد، نمیتواند موجودیت خود را در مرتبه ثانوی قرار دهد که اهل معرفت نیز از این قاعده مستثنا نیستند. این موضوعی است که در ادب فارسی از دورترین زمان تا کنون سابقه دارد و شواهد بسیاری در این زمینه در آثار شاعران و نویسندگان زبان فارسی از فردوسی، سنایی، نظامی عروضی، سعدی، جامی، صائب، انوری تا بهار، سیداشرف و دیگران مییابیم که جملگی تأکیدشان در اصل بر حفظ وجود پدیدآورنده آن بوده و آسایش او در زندگی، تا آنچه پدید میآورد از سر تأمل و جمعیت خاطر باشد.
بقایی ماکان اضافه کرد: مثلا صائب میگوید: «روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان/ بخت سیاه اهل هنر سبز میشود». انوری، جامی، گیلانی، ملکالشعرای بهار و ... هم چنین شعرهایی دارند. همه از نداری خودشان مینالند. نظامی عروضی در «چهار مقاله» در باب «دبیری» ویژگیهای دبیر (نویسنده) را آورده که مهمترین آنها این است که دبیر بایستی ذهن آسودهای داشته باشد که بتواند بنویسد.
او همچنین اضافه کرد: با توجه به آنچه گفته شد جای شگفتی نیست اگر میبینیم غالب آثاری که اکنون به نام کتاب در کشور منتشر میشود، دارای اشتباهات و غلطهای فاحش محتوایی و نگارشی است. این امر بیتردید مانند بسیاری عوامل دیگر ریشههای اقتصادی دارد که سبب میشود صاحبان قلم توجه کافی و دقت لازم را در کار نگارش از دست بدهند و آثار منتشرشده از اعتبار و صحت کافی برخوردار نباشد.
بقایی ماکان درباره راهکار حل این مشکلات گفت: منتقدان بزرگ ادبیات غرب پس از دوره روشنگری در خصوص نوزایی هنر و ادبیات، مانند روسو، هسه، ولتر، گوته و امثال اینان، جملگی تأکید کردهاند بر اینکه عامل اصلی بالندگی نهال ادبیات آزادی است و اگر این نهال از چشمه آزادی سیراب نشود، به طور طبیعی از رشد بازمیایستد و هرگز بدل به درختی گشن (پرشاخ و برگ) نمیشود. نتیجه اینکه بذر ترقی و تعالی فرهنگ در زمین آزادی قابل رشد است و اگر این بذر از آفتاب، نور، آب کافی و بخصوص باغبان دلسوز برخوردار نباشد، طبیعتا از رشد میایستد و پژمرده میشود. وضعیت نشر در ایران سالیانی است که با این تعریف قابل قیاس است، زیرا نه باغبان دلسوزی دارد و نه در فضای آزاد تنفس میکند.
او سپس اظهار کرد: نتیجه طبیعی چنین شرایطی منجر به کاهش شدید شمارگان کتاب و حتا مطبوعات شد که حتا در قیاس با کشورهای همسایه و شیخنشینهای آن سوی خلیج فارس وضعیتی نگرانکننده پیدا کرده و گذشته از مسائل اقتصادی، نشانه هشداردهندهای است برای رویگردانی جامعه از عنصری به نام فرهنگ، چندان که وقتی کسی از اهل مطالعه در وسایل نقلیه عمومی کتابی در برابر چشمش میگیرد، مورد تعجب دیگران واقع میشود و او را در شمار افرادی میانگارند که اگر دنیا را آب ببرد، او را خواب میبرد.
بقایی ماکان درباره تجربه شخصیاش از سالها فعالیت ادبی و امرار معاش گفت: از آنجا که من در کار نگارش، تألیف و تحقیق، چه پیش از سال 57 و چه ایام پس از آن، فعالیت داشتهام و انواع فعالیتهای حوزه ژورنالیستی از رادیو، تلویزیون و مطبوعات گرفته تا کتاب را تجربه کردهام، بر اساس این آزمون میتوانم با تأکید بگویم که در آن سالها ورود به حوزههای یادشده برای امرار معاش حوزهای مناسب بود و با آنکه بهای کتاب اندک بود، بسیاری از نویسندگان و روزنامهنگاران از این طریق به آسانی و با فراغت امرار معاش میکردند که نمونههای بارز آن ذبیحالله منصوری، احمد شاملو، نصرت رحمانی، مهدی سهیلی، جلال آل احمد و برادرش شمس آل احمد، احمد محمود، محیط طباطبایی، هوشنگ مستوفی، عنایتالله شکیب، حسن شهباز و بسیاری دیگر هستند.
او افزود: البته جزییات این موضوع به تحقیق و تامل نیاز دارد، اما اکثر اینها متکی به درآمدشان از راه مطبوعات و کتاب بودند، از این طریق زندگی میکردند و شغل دیگری نداشتند، اگر هم داشتند آن شغل دیگر به اندازه نوشتن کتاب و مقاله برایشان درآمد نداشت. مهدی سهیلی روزی قلم خود را به من نشان داد و گفت اگر من این را زمین بگذارم، امشب نمیتوانم نان سر سفره ببرم. حسینقلی مستعان هم فرد دیگری بود که فقط از این راه زندگی میکرد. ولی امروز آدمهایی از این دست دیگر پیدا نمیشوند.
بقایی ماکان سپس گفت: خود من قبل از انقلاب، برای رادیو برنامه مینوشتم و اجرا میکردم. یک بار ایرج گرگین به من گفت یک برنامه نوروزی برای 13 روز به من بده. من هم 13 ساعت برنامه به او دادم. وقتی پخش شد، به قدری خوشش آمد که علاوه بر حقوق مقرر، حدود 30 هزار تومان پاداش به من داد. آن موقع 30 هزار تومان خیلی زیاد بود و من با آن اروپا را گشتم، سه ماه آنجا ماندم، یک پژو هم خریدم. 10 هزار تومان هم به خاطر مارکهایی که آنجا خریده بودم، استفاده کردم.
او ادامه داد: در آن دوره خیلیها برای رادیو مینوشتند. آن موقع رادیو برای خود دانشگاهی بود. امثال همایی، معین، فروزانفر، صورتگر، خطیب، هشترودی و... در رادیو رفت و آمد میکردند. آن موقع میشد با درآمد فعالیت مطبوعاتی و کتاب زندگی کرد. البته در چند دهه اخیر ما کتابهای به آن اندازه پربار و دقیق نمیبینیم که ترجمه یا تألیف شود. ترجمههایی که الآن درمیآید بچهبازی است.
این مترجم همچنین عنوان کرد: من همیشه آدم پرکاری بودهام و مخالفت اطرافیان را هم جدی نمیگرفتم. گاهی سالی پنج کتاب درمیآورم که مؤثر بوده است، اما این کارها را برای درآمد انجام ندادهام. فقط از روی علاقه بوده است. قبل از انقلاب که جوانی نورسته بودم، در همان سن وسال علاقه عجیب و شدیدی داشتم که نمیدانم از کجا در ذاتم قرار گرفته بود. آن موقع، همه وقتم را صرف برنامههای رادیویی میکردم. گاهی یک هفته از اتاق بیرون نمیرفتم. فقط برای اجرای برنامه «راه شب» از اتاقم بیرون میآمدم و به رادیو میرفتم. این فعالیتها بیشتر ذوقی بود. البته طبیعی است که هر کس کاری میکند، بازده مادی به صورت طبیعی دریافت میکند، اما کسانی که از صمیم قلب کار میکنند، کارشان را به منظور مادی انجام نمیدهند.
او درباره شرایط امروز امرار معاش اهل ادبیات گفت: در شرایط کنونی خانمها و آقایانی که دست به قلم دارند اگر همه تلاششان صرف این قضیه شود، وضع رقتباری دارند. البته در دوره اخیر هم کسانی را داشتهایم که از راه نوشتن زندگیشان اداره شود، مثل کسانی که به کتابهای عامهپسند پرداختهاند. آثار این افراد به چاپ بیستم رسیده و کتابهای زیادی نوشتهاند، اما این افراد انگشتشمارند و استثناهایی هستند که جای قاعده را نمیگیرند.