چند ماه تعلیق فرماندار پاوه ؛ تعطیلی انتصاب فرماندار سنقر ؛ بلاتکلیفی فرماندار کرمانشاه ؛ رها شدن بخشداری گواور و پیش از آن تعویق فرمانداری گیلانغرب ؛ بلاتکلیفی فرمانداری سرپلذهاب و چندین بی کفایتی دیگر برای ذهن کرمانشاهیان جز شکست یک مدیریت غیربومی که هر چه توانست به مخالفان میدان داد تا موافقان بِدَر شوند بجای نگذاشته است . باید افزود کنگاور بلاتکلیف و حوزه اورامانات سر درگم و معترض باقی مانده است .
همراهی یاران دولت در جمیع جریانات سیاسی نیز کارگشا نشد و جز فریب موقت برای جلب حمایت ؛عقبه هواداران سیاسی را نیز با ریزشی دوچندان همراه کرده که تجمیع آنها را غیرممکن ساخته است .
متأسفانه در ماههای اخیر مشاوران رضایی بابادی در حوزه استاندار تمام تلاششان را در تفرقه و نفرت در بین جریاناتی خلاصه کردند تا دامنه انحصارطلبی شان در خودشان باقی بماند . ضرورت دارد بیان شود که گزینه های حوزه استاندار نیز در اسلام آبادغرب و صحنه با سوء پیشینه ای مردود مواجه شده و قصرشیرین هم در جولان هزار و یک شایعه گرفتار آمده است .
بسیار تأسف برانگیز است میدان داری نیروهای دولت قبل در استان تماشایی شده و هر روز اخباری بیش قلب کرمانشاهیان را ناامید می کند .
رضایی بابادی بعنوان تحصیلکرده مدیریت چنان در توزیع منابع انسانی کوتاهی کرد که به هیچ مشورت دلسوزانه پاسخ نگفت و زمینه همراهی با کسانی را در حوزه استاندار گشود که از دریافت عواید مالی تیم مشایی تا دوپهلویی در انتخابات در تخریب و بی توجهی به یاران دولت کوتاهی نکرده اند .
استاندار دیگر در وجه افکار عمومی کرمانشاهیان مدیر موفق دولت یازدهم تدبیر و امید نیست . او امروز مدیری شکست خورده در دامان مخالفان دولت و رها کرده مردمانی است که جز شعار و پادرهوایی یاران چیزی بجای نگذاشته است .
انتصابات معلق استاندار کرمانشاه ظرفیت شیب منفی هوادارای از دولت را در استان چنان فراهم کرده که صندلی و عکس های فریبنده او را زودتر از انتظار برافکند تا بار دیگر استان مظلوم کرمانشاه برای انتخاب استانداری دیگر بسوی گزینه های بهتر رهنمون شوند . گزینه هایی که ضعف های آشکار بابادی شکست خورده را در خود نداشته باشد .
