به گزارشامروله، به نقل ازپایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، همواره یکی از اصولی که بعنوان پایههای سیاست خارجی نظام نیز قرار گرفت، سیاست نه شرقی نه غربی بوده است که قبل از هرچیزی بیانگر عدم هرگونه وابستگی و همچنین دخالت در امور داخلی و حتی بینالمللی نظام جمهوری اسلامی توسط دو بلوک شرق و غرب است اما با این حال باید توجه داشت که این سیاست به هیچ عنوان به معنای انفعال در صحنه بین المللی نیست واین واقعیت در پیوستن جمهوری اسلامی ایران به جنبش عدم تعهد در سال 1979 نمود پیدا می کند.
در واقع این سیاست دارای ویژگی های خاص خود است بطوریکه شاید در ابتدا نوعی سیاست منفعل به نظر برسد اما با بررسی بیشتر متوجه می شویم که پویا و فعال به خصوصی در تقابل با استکبار جهانی است اما امروزه با گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب با اینکه این سیاست، هنوز روح حاکم بر اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی است اما به هر حال دچار افول و یا حداقل فراز و نشیب هایی شده است چرا که به هرحال دولت هایی که در نظام جمهوری اسلامی بر سر کار آمده اند هرکدام نوعی سیاست خارجی متفاوت با یکدیگر را اتخاذ نموده اند که البته بر یک اصول مشترک پایبند بوده است.
بطور کلی اگر به تعبیر امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی را انقلاب مستضعفین بدانیم، سیاست نه شرقی نه غربی و درواقع یک سیاست تدافعی در برابر زورگویی های مستکبران که درآن روزگار در دو بلوک شرق و غرب خلاصه می شدند است با فروپاشی شوروی در دسامبر 1991 و انتقال قدرت از این اتحاد به روسیه، فصل جدیدی از روابط سیاسی جمهوری اسلامی با کشورهای تازه تاسیس شده و سایر کشور های دنیا به وجود آمد.
در دوران اصلاحات به دلیل اینکه رابطه با کشورهای دنیا و به خصوص ابر قدرتها بعنوان اصلی ترین شاخصه رشد و توسعه کشور مبنا قرار داده شد روابط وسیعی با کشورهای مختلف صورت گرفت که روسیه نیز از این قاعده مثتنی نبود در دولت های نهم و دهم با توجه به روحیه استکبار ستیزی موجود در سیاست های بین المللی دولت، رابطه با مستکبران و قدرت های زور گو کم و حتی قطع شد و در عوض روی دوستان و متحدان منطقه ای و فرا منطقه ای سرمایه گذاری شد در این دوران با سیاست های نسبتا کار آمد در حوزه دیپلماسی، ایران توانست کشورهایی از جمله ونزوئلا را با خود همراه کند اما دولت ایران همواره تمایلی به رابطه با غرب و در راس آن ایالات متحده ی امریکا و برخی کشورهای زورگو اروپایی از جمله انگلستان و فرانسه نداشت.
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و طرح موضوع «حل مسئله هسته ای ایران از طریق دیپلماسی با قدرت های دنیا» توسط این دولت بعنوان یکی از اصلی ترین اهداف، نزدیک شدن به کشورهای غربی در اولویت های دستگاه دیپلماسی قرار گرفت و این در حالیست که با بررسی هندسه فکری امام راحل درباره موضوع سیاست خارجی و عدم وابستگی به بیرون متوجه می شویم که بین سیاست های اتخاذ شده توسط دولت یازدهم و اصول کلی نظام جمهوری اسلامی«اندیشه های امام خمینی» در حوزه دیپلماسی و روابط بین الملل، نوعی افتراق بوجود آمده است.
دولت یازدهم در واقع با استدلال هایی از جمله شکوفایی و توسعه اقتصادی در صورت رفع تحریم ها، بهبود وضعیت زندگی مردم، برقراری ارتباط با جامعه جهانی (به تعریف غربی) اقدام به نزدیکی وتعامل با غرب و حتی دورشدن از سایر کشورهای تاثیر گذار در معادلات بین المللی کرده است این در حالی است که امام خمینی(ره) بعنوان بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره بر روی اصولی تاکید داشت که برخلاف این استدلال ها است ایشان در یکی از سخنرانی های خود درباره عدم رابطه با آمریکا میفرمایند: «رابطه بین ایران و آمریکا رابطه بین یک ملت به پا خاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است.»
در واقع معمار کبیر انقلاب با بینشی وسیع و تاریخی، پی به ضررها و آسیب های رابطه با دول زورگوی غربی از جمله آمریکا برده اند که البته ظاهرا این نکته از نظر مسئولان دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم پنهان مانده است که به نظر می رسد یکی از اصلی ترین علل این غفلت ها در تعریف نادرست از جامعه جهانی است. مقام معظم رهبری در همین زمینه در دیدار با اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین در آذر ماه سال 93 می فرمایند: «می گویند ایران باید اعتماد جامعه جهانی را جلب کند، اسم خودشان را می گذارند جامعه ی جهانی؟ آمریکا وانگلیس و فرانسه و چند کشور مستکبر، شده اند جامعه جهانی. این جامعه جهانی است؟ حدود 150 کشور عضو غیرمتعهد ها که دو سال پیش در تهران جلسه داشتند جامعه جهانی نیستند؟» در واقع رهبر معظم انقلاب با اشاره به یکی از حربه های دیپلماتیک غربی، مفهوم جامعه جهانی را معنا می کند که دولتمردان جمهوری اسلامی باید این مفهوم را مدنظر قرار دهند.
یکی دیگر از دلایل معطوف شدن دستگاه دیپلماسی بر چند کشور غربی و هم پیمانان این کشور ها، عدم توجه به پیمان ها، جنبش ها و اتحادیه هایی است که ماهیت غیر غربی دارند و یا حداقل وابسته به چند ابرقدرت زورگو نیستند که از جمله این موارد می توان به سازمان همکاری های شانگهای و همچنین گروه بریکس (BRICS) اشاره کرد گروهی متشکل از قدرت های مهم اقتصادی و حتی سیاسی که اصلی ترین ویژگی آنها غیرغربی بودن و غیر استکباری بودن آنهاست.
در این گروه کشور آفریقای جنوبی به عنوان یک کشور غنی از لحاظ منابع ولی فقیر از لحاظ معیشتی به چشم می خورد که به نظر می رسد جمهوری اسلامی در صورت اتخاذ یک سیاست مناسب در حوزه بین المل و بر قراری رابطه با این کشور می توانند روابط یک سویه مبتنی بر صادرات که منجربه سود آوری برای کشور می شود را پیگیری کند.
یکی دیگر از دلایل عدم توجه کافی دولت به کشورهایی به جز قدرتهای بزرگ غربی، عدم توجه به این موضوع است که قدرت غرب و در راس آنها ایالات متحده آمریکا در حال تضعیف و حتی به نوعی فروپاشی است. ازاین منظر بهتر است دولت ایران، سرمایه گذاری در بازار های نیمه ورشکسته غربی را از اولویت های خود خارج کند و در عوض به کشورهای دیگری که بستر مناسبی برای سرمایه گذاری هستند روی بیاورد، در دولت قبل منطقه آمریکای لاتین و به خصوص ونزوئلا یکی از مناطقی بود که همواره دستگاه دیپلماسی دولت روی آن متمرکز شده بود که این موضوع تبعات نسبتا مفیدی از جمله به چالش کشیدن مفهوم « آمریکای لاتین، حیات خلوت ایالات متحده » وهمچنین به وحشت انداختن این ابر قدرت برای نظام جمهوری اسلامی داشت اما متاسفانه با سیاست های غرب گرایانه و منفعل دولت یازدهم این منطقه از اولویت ها و حتی شاید به نوعی از اهداف دستگاه دیپلماسی دولت خارج شد منطقه ای که می توانست با یک برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب تبدیل به یک پایگاه مهم در قاره آمریکا برای جمهوری اسلامی می شود که در همه زمینه ها از جمله امنیتی، سیاسی و اقتصادی منافع زیادی برای نظام داشت.
به هرحال دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم باید این نکته را مد نظر قرار دهد که نظام بین المللی امروزه از حالت تک قطبی و حتی دو قطبی خارج شده است و اگر هم قرار است تعامل با کشورهای دنیا مبنای رشد و توسعه کشور قرار گیرد بهتر به همه کشورها توجه شود و نه فقط چند کشور مستکبر غربی که خود را جامعه جهانی می نامند.
این در حالیست که نظام جمهوری اسلامی در تاریخ خود هیچگاه از نزدیکی به کشورهای سلطه گر غربی نفعی نبرده است در واقع با یک بررسی کلی از سیر روابط بین المللی ایران و آمریکا (بعنوان یک ابر قدرت غربی) مواردی از جمله کودتاهای مختلف علیه انقلاب اسلامی، اقدامات نظامی به طور مستقیم و غیر مستقیم، همکاری و حمایت های همه جانبه از گروه های ضد انقلاب و معاند، ایجاد جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی و مواردی دیگر را جزو اصول ثابت سیاست خارجی این کشور در مقابل نظام جمهوری اسلامی می یابیم.
در این میان کشور فرانسه نیز بعنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت همواره به اتخاذ مواضع تند علیه جمهوری اسلامی مشهور بوده است که این موضوع دلایل مختلفی دارد که از جمله آنها می توان به این نکته اشاره کرد که قدرت یافتن جمهوری اسلامی با منافع فرانسه در منطقه در تضاد است چرا که فرانسه همواره در راستای منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه عمل می کند به همین دلیل این کشور در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره از هیچ اقدامی علیه جمهوری اسلامی فروگذار نکرده، چه در زمان جنگ تحمیلی که فرانسه با اعطای هواپیماهای میراژ وسایر ادوات و تسلیحات جنگی در رده دوم فروشندگان سلاح به حزب بعث عراق قرار گرفت، چه در دورانی که این کشور به عنوان پناهگاه منافقین و معاندین نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت، چه در زمانی که در موضوع ارسال خون های آلوده هزاران ایرانی را بکام مرگ کشاند و چه در دوران اخیر که همواره شاهد اتخاذ مواضع تند این کشور در همه زمینه ها مخصوصا موضوع هسته ای علیه ملت ایران بوده و هستیم.
در تایید همین موضوع احمد امیر آبادی فراهانی نماینده مجلس شورای اسلامی در مصاحبه خود با فارس می گوید: فرانسه به گونه ای در مذاکرات هسته ای علیه ایران موضع می گرفت که گویی از طرف رژیم صهیونیستی در مذاکرات شرکت می کند.
به هرحال لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه بزودی در راستای ایجاد گشایش های ظاهری بعد از برجام وارد تهران می شود، فردی که به نوعی دستش به خون هزاران ایرانی ( به صورت مستقیم و غیر مستقیم ) آغشته است اما با این حال دستگاه دیپلماسی کشورمان، باروی گشاده ازاین فرد استقبال کرده و به نوعی فرش قرمز نیز برای او پهن کرده است که البته حتما دلایل و توجیهاتی برای این کار خود دارد اما ملت ایران همواره از دولت انتظار دارد که با ایستادگی در برابر زورگویان عرصه بین الملل، حقوق ملت ایران پایمال نشود و هر فردی در هر کشوری و با هر مقامی که دارد اگر در راستای ضربه زدن به ملت گام برداشت در محاکم بین المللی مجازات شود.