پایگاه خبری تحلیلی امروله07:53 - 1394/05/21
وبلاگ " دکل ابوذر ... "

نگاهی از جنس دوست داشتن !

و گاهی نوعی از دوست داشتن را تچربه می‌کنی که قبلا سابقه نداشت! گویا دل از همان کانال‌های پنهانی خود راه به جایی یافته و در کنار دلی دیگر رفیق شفیقش را یافته است! دل‌ها صاحبان‌شان را فراموش می‌کنند و صاحب‌دلان، دل ها را !!! اینجاست که کشمکشی عجیب دردناک! رخ می دهد تا دل رفته را بازپس بگیری ...

به گزارشامروله، 

یا ستار  ...

یاربّ ! اصل و منشاء و ریشه همه محبت‌ها و دوست‌داشتن‌ها را در وجود بی‌نهایتت یافتم!

و اگر در قلبم ذره‌ایی احساس زیبای دوست داشتن هست، همه از فضل بی‌کرانه توست!

یاربّ ! تو را سپاس بی‌پایان که دوستانت را در قلبم محبتی است!

یاربّ ! تو را سپاس بی نهایت که منتی عظیم بر من نهادی که دوستانت را دوست بدارم!

و عاجزانه درخواست می‌کنم، هر لحظه بر آن بیافزایی...

***
به فصل دوم رسیدم، وجود پرعاطفه پدرم، قلب سرشار از محبتش و نگاه لبریز از محبت پدرانه‌اش، وجودم را درس مهربانی می دهد.

                                                                                               

و مادرم و مادرم و مادرم  ...

گذری کردم بر روزگار و ایام گذشته! با نگاهی ازجنس محبت و مهربانی!

حکیم! معلم کلاس سوم دبستانم! هنوز هم تصویر چهره مهربانش را دارم و براطلو و شجاعی و نوری و ... بسیارند! بسیار ... دوستان خوبم و انسان‌هایی که بذر محبت کاشتند!

دوست داشتم اسم همه را بنویسم و خاطرات شیرینشان را زنده کنم!

اعظم ! دوست خوب دوران راهنمایی

تقوی! با هیچ کلمه و عبارتی نمی‌توانم میزان ارادتم را به شما توصیف کنم! که در حکم استاد زندگی‌ام هستی ...

و با جرات می‌گویم: لیلا بهترین دوست دوران زندگی‌ام

شخصیت های بسیار ارزشمند و محترمی از ذهنم عبور می‌کنند، و هر چه بیشتر در این موضوع پیش می‌روم ذهن فراموشکارم دوستان را به خاطرم می‌آورد!

هر کدام فصلی زیبا در زندگیم بودند و هستند و خاطراتشان تا همیشه باقی خواهد ماند!

دوستانی دارم که هر بار در خاطرم زنده می‌شوند همه وجودم سرشار از حسرت می‌شود! حسرت نبودشان سوزناک است.

یاد روزگار گذشته گاهی عجیب تلخ می شود! و پر از اندوه!!!

بگذاریم و بگذریم ...

و اما نوع دوست داشتن و نوع احساس یا به عبارتی جنس محبت در تک‌تک آدم‌ها با دیگری متفاوت است! و همه اینها با توجه به نوع رابطه! جنس ارتباط و احساس و عمق آن فرق می‌کند! و حتی به میزان نیازمندی روحی!

هر چند در ظاهر به همه آن‌ها می‌گویم "دوستت دارم" اما در واقعیت نوع دوست داشتن در هر یک با دیگری فرق می‌کند.

احساس محبت به مادر با محبت به یک دوست یا معلم و یا یک همکار متفاوت است ! جنس و عمق آن فرق می‌کند.

و گاهی نوعی از دوست داشتن را تچربه می‌کنی که قبلا سابقه نداشت! گویا دل از همان کانال‌های پنهانی خود راه به جایی یافته و در کنار دلی دیگر رفیق شفیقش را یافته است! دل‌ها صاحبان‌شان را فراموش می‌کنند و صاحب‌دلان، دل ها را !!! اینجاست که کشمکشی عجیب دردناک! رخ می دهد تا دل رفته را بازپس بگیری ...

ورود برخی در زندگی ما مثل نسیم صبحگاهی است، زیبا و دل‌انگیز! اما کوتاه! کوتاه ...

بی هیچ دعوتی وارد می‌شود و همانطور بی‌هیچ نام و نشانی محو !!!

خاطراتی می‌ماند که آرزو می‌کنی ای کاش نبود!

آنهایی که دوستشان داشتم اما همه احساسم را به پای سیاست سوزاندن!

آنهایی که دوستشان داشتم اما لحظه‌های بحرانی زندگیم را درک نکردند و همه سابقه دوستی و رفاقت را زیر پا له کردند.

آنهایی که دوستشان داشتم اما در آن هنگام که خشم و غضب‌شان شعله ور شد؛ نشان دادند که لیاقت دوست داشتن را ندارند و تنها رفیق روزهای خوشی هستند.

آنهایی که دوستشان داشتم اما عجل مرگ فاصله انداخت.

و تویی که دوستت دارم!ستاره‌یدنباله‌دار من! لحظه‌های با تو بودن را فراموش نخواهم کرد.

خدایا احساس زیبای دوست داشتن، این نعمت لطیف و پراحساس را در درونم شعله‌ورتر ساز و استوارتر و پایدارتر

تا آنان را که باید؛ دوست بدارم . 

 

پی نوشت: دلم تنها بود! خیلی تنها! اما از بی کسی دل به هر کسی نمی داد! که تو را دید و خوشش آمد!