به گزارشامروله، به نقل از پایگاه خبری تحلیلیطنین یاس، اعتیاد یک معضل و آسیب اجتماعی است که ابعاد مختلف انتظامی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی دارد. رشد روزافزون معتادان مواد مخدر در کشور در کنار افزایش کشفیات این مواد، نشان دهنده خطر بزرگی است که جامعه ما را تهدید میکند. خطری که زنان، دختران و جوانان کشور را نشانه گرفته و هر روز بیش از گذشته در میان آنها رخنه میکند.
در این میان مسئله اصلی گزارش بحث جمعآوری معتادان به خصوص معتادان متجاهر از سطح شهرها است که زیبنده شهرمان نیست. در حال حاضر طبق برخی از آمارها، نزدیک به 1900 معتاد متجاهر و پرخطر در تهران فرایند درمان را طی میکنند، آماری که با واقعیت حضور این اشخاص در جامعه فاصله زیادی دارد. ولی ظاهراً به گفته برخی از مسئولان ذیربط بزرگترین مشکل در جمع آوری معتادان مخصوصا معادان متجاهر، جایی برای نگهداری آنان است. چنانچه محمدرضا آذرنیا دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر میگوید: معتادان در شهر پرسه میزنند چون جایی برای نگهداری از آنان نیست. وی اضافه میکند: فضا و ساختمان ایجاد کردن برای معتادان اعتبار میخواهد، ساخت یک بیمارستان ساده نیست بلکه تجهیزات و ملزومات خاص خودش را دارد که هزینهبر است.
ولی به صرف اینکه جمع آوری معتادان و ساخت محلی برای درمان آنها هزینهبر است، نمیتوان این بیماران را به حال خود رها کرد.

وقتی اعتیاد فرهنگ میشود..
پرسه زدن معتادان در فضاهای عمومی با ظاهری که زیبنده هیچ شهروندی نیست چه تأثیری در دیگر افراد جامعه و بخصوص نسل جوان دارد؟برای پاسخ به این پرسش و سؤالات دیگر در مورد آسیبهای اجتماعی گفت وگویی با دکتر بهرام امینی، آسیب شناس اجتماعی انجام دادیم و نظرش را در مورد تأثیر اجتماعی پرسه زدن معتادان در خیابانها و سطح شهر جویا شدیم.
وی در این باره صراحتا میگوید: وجود معتادان در خیابانها غیر از اثرات روانی، اجتماعی و فرهنگی که همیشه در مورد آن صحبت میشود، میتواند فرهنگ خیابان را تغییر دهد و به فرهنگ اعتیاد تبدیل کند یعنی واژگان، سخنان، جملات و خوی و منش جاری در خیابان خوی و منش اعتیاد زده به خود میگیرد و این فرهنگ در صورت عدم اصلاح به میان خانوادهها رسوخ مییابد.
وی در ادامه میگوید: از سوی دیگر جرایم خیابانی، ناامنیها و سرقت و درگیریهایی هم در جامعه رخ میدهد، بنابراین بحث جمع آوری معتادان باید به صورت جدی در دستور کار مسئولان زیربط قرار گیرد و بهانه هایی مثل عدم بودجه کافی برای این کار و ... را در مورد جمعآوری این افراد از سطح شهرها مطرح نکنند.
به اعتقادی وی وجود مواد مخدر و معتادان متجاهر در خیابانها و پارکها زینده هیچ شهر و جامعهای نیست و میطلبد که برنامه جامعه و مشخصی برای ساماندهی به این افراد بیمار در نظر گرفته شود.

جمعآوری معتادان دغدغه اصلی نیروی انتظامی
درست است که حضور معتادانی که با لباسهای ژولیده و مندرس در گوشه و کنار خیابانها توی پیادهروها و بعضاً داخل جویهای آب، روی نیمکت پارکها میلولند چهره شهر را زشت و نازیبا میکند و امنیت اجتماعی را کاهش میدهد، اما این سؤال همچنان به قوت خود باقی است که آیا با جمع کردن معتادان از سطح شهر مشکل اعتیاد حل میشود؟
سردار سعید منتظر المهدی سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به این سؤال نظر منفی خود را اعلام کرده و در توضیحات بیشتری با اشاره به اینکه از وضعیت کشور به خصوص پایتخت درباره اعتیاد آگاه است میگوید: واقعیت این است یکی از دغدغههای امروز نیروی انتظامی؛ معضل مواد مخدر است، روز و هفتهای نیست که جلسهای برگزار نشود، ما به مسئولیت خود واقفیم و آمادگی اجرای صددرصدی آن را داریم ود کسری از هفته این ظرفیت را داریم همه معتادان متجاهر را در سطح شهر جمع آوری کنیم تا سیمای شهر تلطیف شود و ذهن مردم آرام ولی آیا این اقدام، همه مشکلات را حل میکند؟ نه!
اگر تنها نگاه به اخبار منشتر شده در هفته گذشته درباره اعتیاد دقت کنیم میبنیم مشکل خیلی پیچیده تر از آن است که با جمع کردن معتادان از شهر تمام شود، خبر مسمویت 191 معتاد، رسیدن سن اعتیاد به 13 سال، افزایش مرگ و میر ناشی از استفاده از مواد مخدر و رشد 21 درصدی کشف این مواد و اخبار این چنینی دیگر نشان میدهد مشکل کشور تنها جمع آوری این معتادان از سطح شهر نیست.
در همین راستا دکتر امان الله قرائی مقدم جامعه شناس در توضیح مسئله به تئوری خود اشاره کرده و به گزارش گر ما میگوید: درباره اعتیاد با دو دسته مواجه هستیم، اگر یک خطر افقی به عنوان خط تعادل در نظر بگیریم، زیر این خط نیروهای برانگیزانده به اعتیاد قرار میگیرند از جمله خانواده، بدسرپرستی، فقر، بیسرپرستی، دوستان و ... در زیر این خط قرار میگیرند که در صورت مساعد نبودن شرایط، با فشار وارد کردن به فرد باعث به هم ریختن تعادل و در نتیجه اعتیاد در افراد میشود.
قرائی مقدم میافزاید: در بالای این خط نیروهای بازدارنده شامل پلیس، قوه قضاییه، زندان قرار میگیرد. اگر نیرویهای بازدارنده و نیروهای برانگزنده را مقایسه کنیم، میبینیم در جامعه ما نیروهای برانگیزنده به شکل قابل ملاحظهای بیشتر هستند. این نظریه کوتاه بیانگر این نکته است که وقتی عوالم تحریک کننده بر اعتیاد خیلی بیشتر از عوامل بازدارنده باشند، پس نمیتوان با این عوامل بازدارنده اعتیاد را کنترل کرد.
وی راه حل معضل را حذف عوامل اعتیاد میداند و در ادامه میگوید: بازگرداندن معتادان متجاهر به شهرها و استانهای ما خود یکی از عواملی است که در کاهش جامعه آماری معتادان مؤثر است و سپس از این حرکت باید اقدام به ترک و درمان آنها نمود.
قرائی مقدم در این باور است که مسائل اجتماعی راه حل فوری ندارد، به اعتقاد او برای حل مسائل اجتماعی باید زیر ساخته اصلاح شود و فرهنگ سازی صورت گیرد.
وی در ادامه به پارک حقانی و هرندی که به مرکزی برای معتادان تبدیل شده، اشاره کرده و میگوید: دیدن این صحنهها و حضور این معتادان در فضاهای سبز، یک هراس اجتماعی در این بافت و منطقه مذهبی – سنتی و قدیمی پایتخت ایجاد کرده است.
این منطقه به عنوان پاکترین منطقه در کشور از نظر جامعه شناسی بود ولی الان به یک منطقه و جایی برای یادگیری آسیبهای اجتماعی تبدیل شده است. که متأسفانه هر کسی از این محل رد میشود یک بدبینی سیاسی و آموزشی پیدا میکند ضمن آنکه از نظر روحی و روانی هم این صحنه ها به جامعه آسیب میزند.
از این استاد جامعه شناسی در مورد راهکار رفع این معضل میپرسم میگوید: ساماندهی افراد معتاد متجاهر، فرهنگسازی و ساماندهی این افراد و ایجاد زیرساختها مناسب پس از ترک (اشغال) از جمله این راهکارها است.

برخورد جزیرهای با معتادان چارهساز نیست
طبق نظر کارشناسان، دریک جمع بندی کلی میتوان به این تنیجه رسید که جمع آوری معتادان از سطح شهرها راه حل مناسبی برای حل این معضل اجتماعی نیست، پس راه حل این مشکل را در کجا باید جست و جو کرد؟
سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی در گفت وگو با گزارشگر ما با تأکید مجدد بر این نکته که یک اشتباه و استراتژیک در برخورد با جمع آوری معتادان داریم و آن هم جزیرهای برخورد کردن با آن است در توضیحات تکمیلی بیشتر میگوید: مددکاران از سال 1338 در مورد محله هرندی و بحث معتادان در آنجا کار کردند این یک موضوعی نیست که با یک جلسه و یک برخورد از طریق یک یا چند رسانه حل شود.
به او میگویم که همه میگویند برخورد سلبی کارساز نیست، پس در این میان راهکار اصلی را باید کجا و از چه طریقی جست و جو کرد؟ میگوید: ما در این زمینه نیاز به یک مدیریت هوشمند داریم تا وقتی این کار مدیریت نشود، آسیب های اجتماعی همچنان باقی میماندند.
به او میگویم: ما این همه دستگاه ها و نهادهای متولی داریم که بودجههای زیادی در اختیار دارند آیا این نهادها نمیتوانند کاری از پیش ببرند؟
موسوی چلک میگوید: این مدیریت الزاماً ایجاد ساختار جدید نیست، ما در حوزه آسیبهای اجتماعی مشکل ساختار نداریم، مشکل کمبود شورا نداریم، بلکه نیازمند به یک تقسیم کاری ملی هستیم که سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور باید بتواند این کار را انجام دهد.

حوزه اجتماعی مغفول مانده
وی با اظهار تأسف از اینکه حوزه اجتماعی مغفول مانده است، میافزاید: حوزه اجتماعی هیچ وقت جدی گرفته نشده و در برنامه پنجم توسعه هم به این حوزه بی مهری شده است و در نظام بودجهای هم سرفصلی به نام فصل اجتماعی نداریم چون مدیریت ارتقاء زندگی به چشم نمیآید و لذا این مشکلات تاوانی است که از این بابت پرداخت میکنیم، در حالی که اهمیت ما به حوزه اجتماعی گره خورده است، باید نگاه اجتماعی ، فعالیتها و قدمهای اجتماعی در سکونت گاههایی مثل محله هرندی را افزایش دهیم.
با روحیه مشارکت مردمی و محله محوری باید وارد کار شویم از درگیر کردن حوزه مدیریت شهری در مدیریت اجرایی نترسیم این کار را مثل همه دنیا باید به شهرداریها بدهیم باید این فضا و این فکر به وجود آید که مردم این مناطق هم جزو شهروندان جامعه و حتی شهروندان درجه یک هستند، ما نمی توانیم بر چسب شهروند درجه دو و سه به آنها بزنیم، همانقدر که مردم سایر مناطق از فصل سوم قانون اساسی برخوردار هستند، این قانون برای آنها هم مترتب است، قانون اساسی برای همه کسانی که در این اقلیم جغرافیایی زندگی میکنند.
موسوی چلک بر این باور است که بدون رویکرد مردم ما ره به جایی نمی بریم و در نهایت پیشنهاد ما این است که سند ملی راهبردری احیا بهسازی، نوسازی و توانمندسازی محلات ناکارآمد شهری که در شهریور 91 در دولت تصویب شد اجرا شود و همه باید در راستای اجرای این سند همکاری کنیم.
گزارش: علیرضا ابوالفضلی