به گزارش بخش ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در شب دکتر پرویز ناتل خانلری که عصر شنبه (16 شهریورماه) در کانون زبان فارسی برگزار شد، علی دهباشی - مدیر مجله بخارا - دربارهی برپایی این شب گفت: مجله بخارا افتخار دارد که به یادگار صدمین سال تولد استاد پرویز ناتل خانلری شماره ویژهای منتشر کند. کارنامه این استاد بزرگ در خدمت به زبان و ادبیات فارسی و آموزش و فرهنگ ایرانی چنان پربرگ و بار است که درباره هر یک از موارد آن باید کتابها نوشت.
او در ادامه به ارائه شرحی از فعالیتهای دکتر خانلری پرداخت.
سپس فتحالله مجتبایی با اشاره به آشنایی و دیدار با خانلری، گفت: من در روزگار جوانی نخست با شعر «عقاب» با نام خانلری آشنا شدم و سپس در سالهای 1329 و 1339 در کلاس درس زبانشناسی دانشکده ادبیات آن روزگار با خود او آشنا شدم. این آشنایی در آغاز آشنایی استاد و شاگرد بود و به تدریج با ارتباط نزدیکتر و شرکت در جلساتی که در باغچه پرصفای او در چهارراه حسابی تجریش تشکیل میشد، به دوستی دیرپایی انجامید که تا زمان مرگ او ادامه داشت. خانلری آن سالها بیشتر خانلری شاعر بود؛ از دوستان و معاشران صادق هدایت، مجتبی مینوی، مسعود فرزاد، بزرگ علوی و اشعارش از سالهای 1312 و 1313 در مجلات منتشر میشد. شعر «ماه در مرداب» او که در سال 1316 و در بیست و چند سالگیاش سروده شده، هنوز بعد از هفتاد و چند سال تازه و بدیع است. موزون و مقفاست، اما ساختاری جدید و بیسابقه دارد. با توصیفات روشن و تصویرپردازیهای زنده و دلنشین و خوشرنگ و خوشآهنگ. بسیاری از سرودههای او از منظومه بلند «عقاب» تا اشعار کوتاهش بیشک از آثار ماندنی شعر و ادب فارسی است. شعر خانلری در شعر کسانی چون توللی و نادرپور و فریدون مشیری بیتأثیر نبوده است.
سپس حورا یاوری با اشاره به آثار بسیاری که درباره خانلری نوشته شده است، بیان کرد: در مورد خانلری بسیاری نوشتهاند. گوشه و کنار زندگی و شعر و نثر خانلری را، طرحهای تحقیقاتی را که آغاز کرده، مؤسساتی را که بنیان نهاده، دقت و وسواس علمی که برای همه ما آشناست و این محققان از آن برخوردارند، مورد بررسی و تحقیق قرار دادند. نامها فراوان است و آموختههای ما از دستاوردهای این محققان و پژوهندگان در مورد آثار و نوشتههای خانلری فراوان است. اگر نمونههایی را بخواهیم ذکر بکنیم، آقای محمد فرزان، آقای دکتر مجتبایی، آقای دکتر شفیعی، آقای دکتر خرمشاهی و بسیارانی دیگر درباره مقالات و نوشتههایی که مثلاً به عنوان نمونه دکتر خانلری در مورد حافظ دارد و تصحیح انتقادی او از غزلهای حافظ نوشتهاند، محاسن فراوان و کاستیهای اندک تحقیقات و ویرایشهای خانلری را یادآور شدهاند.
سپس علی دهباشی بخشی از متن زندهیاد ایرج افشار را خواند که در آن از خانلری نوشته بود. در این متن آمده بود: «یاد کردن از سخنسرای «عقاب» و مدیر زبانشناسِ مجله سخن برای من یادآور بسیاری از روزهای خوش زندگی شخصی و بازآورِ کارنامه کوششهای فرهنگی مربوط به ایران در چهل و چند سال اخیر است. لحن کلام او در تدریس از خستگی درس میکاست و بر جویایی و کنجکاوی ما بسیار میافزود. در تدریس آسانگیر نبود. رفتار معلمی را نیک میدانست. دانشآموزان را به بطالت عادت نمیداد. تکلیفهای درسی او گاهی برایمان شاق بود. خوشسخنی و تازهدلی او موجب آن بود که چون درس پایان میگرفت، اگر درس آخر بود، دو سه نفری با او به راه میافتادند تا از صحبتهای غیردرسی او لذت ببرند.
در این مراسم همچنین عبدالسمیع (شهرام سرمدی) شعری را خواند و آن را به دکتر خانلری تقدیم کرد.
سپس ایرج پارسینژاد درباره ناتل خانلری اظهار کرد: من میخواهم مهمترین اصل را که تلقی علمی اوست از ادبیات و رویکرد اوست به ادبیات با نگرش علمی بر سه اثر ممتازش خلاصه کنم. یکی تحقیق انتقادی در عروض فارسی است و دیگری تاریخ زبان پارسی و سوم دستور زبان فارسی است. در مورد تحقیق انتقادی در عروض فارسی باید گفت این رساله دکترای دکتر خانلری است در آن سال که به راهنمایی ملکالشعرای بهار و استاد فروزانفر صورت گرفت. ملکالشعرای بهار و فروزانفر استادان راهنمای خانلری بودند.
او افزود: کتاب دیگری که خانلری نوشته و بخش مهمی از حیات علمی خودش را بر سر آن گذاشته، کتاب تاریخ زبان فارسی است. خانلری با اشرافی که به زبانشناسی تاریخی داشت و از تئوریهای زبانشناسی امروز آگاهی داشت، سیر تاریخی زبان فارسی را در ایران و در قلمروهای خارج از ایران در سالهای مختلف بررسی کرد.
پارسینژاد گفت: کتاب دیگر دکتر خانلری که به او اعتبار علمی میدهد، دستور زبان فارسی است و دکتر خانلری برای تألیف این کتاب زبان زنده امروز را ملاک قرار داده است؛ برای آنکه ادبای ما متوجه تحول زبان نبودند و خانلری معتقد بود که دستور زبان باید بر اساس زبان زنده گفتار نوشته شود، واحد زبان جمله است و بر اساس آن یک روش عملی امروزی اختیار کرد و این کتاب اثری ماندگار است برای بچههای ایران.
محمدسرور مولایی نیز از خاطرات خود با دکتر خانلری حکایت کرد و پس از آن نوبت به عبدالکریم تمنا رسید که شعری را به یاد ناتل خانلری خواند.
ترانه خانلری - فرزند پرویز ناتل خانلری - هم در این مراسم درباره پدرش گفت: اول از هر چیز خانلری خود را معلم میدانست و به این شغل افتخار میکرد؛ از دبیری حتا آموزگاری در اوایل جوانی تا استادی که شغل اصلی او بود. ولی این معلمی برای او معنی بسیار گستردهای داشت. در واقع چنان پیوند عمیقی با فرهنگ و تاریخ داشت که وظیفهاش میدانست این میراث را به هر وسیلهای منتقل کند؛ کار مداوم، کار با نظم و برنامه، اگر پشت میز کارش نبود و یا به قول خودش به «کتابها ور نمیرفت»، تمرکز نداشت. دائماً فکرش به دنبال ابتکار و کشیدن نقشهای برای به عمل رساندن آنها بود. در مقابل مسائل عملی و تحقیقی، علاقه و توجه او به هنرهای دیگر بخصوص هنرهای تجسمی وجه دیگری از خصوصیات پدرم بود.
او افزود: حافظه قوی پدرم باعث شد یادداشتهایی که به اثری منتهی نشده باشد، از خود باقی نگذارد. در هنگام مطالعه در حاشیه کتاب گاهی علامت ضربدری گذاشته و یا در ورقه کاغذی صفحهای را مشخص کرده است. خودش میدانست که آنها به چه نکتهای مربوط است و در کدام قسمت کتابخانه جای گرفت. حاشیهنویسی دیگری از او در دست نیست. بعد از کنارهگیری از فعالیتهایش خاطراتی را نگاشته است که شامل خاطرات کودکی و جوانی تا گزارشهایی از مشاغل مختلف و همچنین از سفرهای متعددش به آمریکا و روسیه و کشورهای همسایه است. برگزیدهای از این خاطرات در یادوارهای با عنوان «قافلهسالار سخن» چاپ شد و در این شماره بخارا نیز نقل شده است. شخصاً به طور کامل آنها را در کامپیوتر بازنویسی کردهام و امیدوارم که روزی به چاپ برسد.
دختر پرویز ناتل خانلری گفت: نامهها بخشی دیگر از نوشتههای درخور توجه است. البته پدرم خیلی اهل نامهنگاری نبود و بخصوص هیچگاه کپی از آنها برنمیداشت. خوشبختانه بعضی از مخاطبان نامههایشان را حفظ کردهاند و بعضی از آنها نیز به چاپ رسیده که گاهی نمونه زیبایی از نثر او و همچنین از طنز او به یادگار مانده است.
در پایان این مراسم، صدیق تعریف به غزلخوانی از حافظ پرداخت.
شب پرویز ناتل خانلری با حضور چهرههایی چون محمدرضا شفیعی کدکنی، نجف دریابندری، شهرام ناظری، حسن انوری، عبدالمجید ارفعی، عبدالرحیم جعفری، محسن باقرزاده، خجسته کیا، داریوش شایگان، پوران صلحکل و منوچهر پارسادوست همراه بود.