دست اندرکاران عرصه رسانه اذعان دارند که تولد «خبرگزاری فارس» را باید یک اتفاق مهم در فضای رسانهای کشور دانست که در فراز و نشیبهای سالهای مختلف، پیامدهای مهمی علاوه بر حوزه رسانه بلکه در معادلات کشور داشته است. اما شناخت این رسانه آن هم از قول یکی از موسسان و نخستین مدیر عاملخبرگزاری فارسمیتواند خواندنی و سرشار از نکته های تازه باشد.
خبرنگاری که در این یک دهه، تلخی و شیرینیهایخبرگزاری فارسرا چشیده است قرار است در سلسله مصاحبههایی با «مهدی فضائلی»، نخستین مدیرعاملخبرگزاری فارس، مراحل تأسیس خبرگزاری و مقدماتی که طی شد تا به تأسیس آن منجر شود را مرور کند.
بعد از آن تجربه عبور از اتفاقات مهمی که در نیمه نخست شکلگیری خبرگزاری اندوخته شد، با نگاهی ویژه به خاطرات تلخ و شیرین در این ایام در اختیار مخاطبان قرار میگیرد تا به عنوان تجربه ای ارزشمند در تأسیس یک رسانه مهم و تاثیرگزار در تحولات کشور ثبت و ضبط شود.
به ویژه اینکه در حوزه رسانه این ضرورت، محسوس است که تجربیات رسانه، باید ثبت گردد تا به عنوان تعلیمی برگرفته از تجربه در قالب یک پشتوانه در اختیار فعالان عرصه رسانه قرار داده شود.
شاید این یادآوری هم بد نباشد که برخی کتابهای حوزه روزنامه نگاری، همین خاطراتی است که خبرنگاران یا دیگر دست اندرکاران فعالیتهای رسانهای داشتهاند و ما در ایران آنها را ترجمه میکنیم در حالیکه مشابه همان تجربیات یا ارزشمندتر از آنها را خبرنگاران و روزنامهنگاران خودمان دارند.
قسمت نخست این مصاحبه پیش روی شماست:

فارس:آقای فضائلی بسم الله! بفرمایید فارس چگونه فارس شد؟ در چه شرایطی ضرورت شکلگیریخبرگزاری فارساحساس شد؟
فضائلی:پاسخ به این سوال نیازمند ارائه مقدمهای است. تصمیم به راهاندازیخبرگزاری فارس، هم متأثر از فضای سیاسی کشور بود و هم فضای رسانهای کشور. به عبارت دیگرخبرگزاری فارسدر یک خلأ و بستر خنثی متولد نشد. مقطعی که آغاز بحث است انتخابات دوم خرداد 76 است؛ وقتی که انتخابات انجام شد در کمال ناباوری هم برای نیروهای موسوم به راست و هم نیروهای موسوم به چپ و در وضعیت غیرمترقبهای، آقای خاتمی پیروز انتخابات شد. غیرمترقبه بودن این پیروزی به اذعان خودشان است و حتی خود آقای خاتمی را هم شوکه کرده بود.
در یک فاصله کوتاهی پس از انتخابات دوم خرداد، فعالیتهای رسانهای وارد فاز جدیدی شد و یک دگرگونی بسیار مشهودی هم در فضای سیاسی کشور رخ داد. بخشی ازاین دگرگونی ناشی از شوک جریان دوم خرداد بود و اینکه جریانی که خودش را فاتح انتخابات میدید به یکباره شکست خورد و بخش دیگر ناشی از تفکرات و دیدگاه های خاص و متفاوتی بود که جریان پیروز داشت و با اندیشه های امام(ره) و مبانی انقلاب در تقابل بود و به سرعت آشکار شد. در همین مقطع، جریان پیروز انتخابات، خودش را اصلاحطلب نامید.
اینها یک شرایط ویژهای را در کشور ایجاد کردند، بخشی در تسویه سنگین مدیران کشور بود یعنی یک تغییر و تحول گسترده در سطوح مختلف دولت نه فقط در سطح وزرا و معاونین و مدیران کل و رؤسا، در لایههایی که حتی بعضا" به تغییر آبدارچیها هم انجامید! شمشیر را از رو کشیدند و همه کسانی که به آقای خاتمی رای نداده بودند را حذف کردند، آماری اعلام شد که 10 هزار نفر مدیر در سطوح مختلف در دوران اصلاحات عوض شدند. برخی نیروهای دوم خرداد مثل آقای تاج زاده صریحاً گفتند کسانی که به خاتمی رای ندادهاند کسانی هستند که برنامهها و افکار خاتمی را قبول نداشتهاند بنابراین نمیتوانند در دولت خاتمی مسئولیت بگیرند.به عبارت دیگرملاک شایسته سالاری شد همراه بودن با افکار آقای خاتمی!
به تبع این تغییر گسترده، تلاش شد ارکان دیگر نظام هم توسط این جریان تصاحب شود ، برنامهریزی شد و مجلس ششم را هم گرفتند. انتخابات شوراها برگزار شد و اکثریت شوراهای اول را هم این جریان گرفتند. لذا دو قوه مجریه و مقننه و شوراها فضای سنگینی به وجود آوردند و دست این جریان افتادند و در صدد حذف کامل جریان مقابل برآمدند و حتی با تنظیم اصلاحیه جدید قانون مطبوعات و لوایح دو قلو،به نوعی تغییرات مبنایی در نظام را هم در دستور کار گذاشتند.
در کنار این تغییر و تحولات مدیریتی و سیاسی در کشور، از همان نخستین روزهای پیروزی این جریان، شاهد یک حرکت نو و پر شتابی در رسانه بودیم. در همان مقطع روزنامه فردا توسط دکتر توکلی راه اندازی شد که علی رغم توان حرفه ای بالا، دوام چندانی نداشت و به لحاظ روحی به نیروهای اصولگرا آسیب زد و این ذهنیت را تقویت کرد که این جریان نمی تواند کار رسانه ای قوی انجام دهد!
تقریبا" اوایل زمستان 76“فردا”شروع به کار کرد و بهمن 76هم روزنامه “جامعه “ به عنوان اولین روزنامه جریان اصلاحات فعالیت خود را آغاز کرد. بعد از آن روزنامهها و هفتهنامههای دوم خردادی یکی پس از دیگری راه افتادند و هر روز نشریه جدیدی متولد میشد؛ وزارت ارشاد هم در اختیارشان بود، مجوز میداد و حمایت میکرد، انواع حمایتها.
لذا شاهد یک تکثر قابل توجهی در رسانه های مکتوب بودیم که به لحاظ محتوا تنوعی نداشت هر چند از نظر کیفیت متفاوت بودند. آن موقع هنوز اینترنت در کشور باب نشده بود و تازه زمزمه اینترنت شنیده میشد. در عرصه خبرگزاریها به عنوان منبع خبر دو مجموعه ایرنا و واحد مرکزی خبر وجود داشت، واحد مرکزی خبر، تلکس مطبوعاتی داشت که ضعیف بود چون سازوکار آن عمدتا" تصویری و صوتی تعریف شده بود و در بخش مکتوب هم سرمایهگذاری جدی نمیکردند، لذا درصد قابل توجهی از اخبار مطبوعات مربوط به تلکس ایرنا بود. خبرگزاری ایرنا به عنوان تشکیلات دولتی در اختیار دوم خردادیها قرار گرفت ولی به نظر میرسید خبرگزاری نمیتواند شتاب،تنوع،رویکرد متفاوت و اهتمامی که در رسانههای مکتوب این جریان بود را پشتیبانی کند.
فارس:چرا خبرگزاری ایرنا از پس این کار برنمیآمد؟
فضائلی:به نظر من سه دلیل داشت. اول اینکه ایرنا خبرگزاری رسمی بود و نمیتوانست برخی چارچوبها را نادیده بگیرد و دوم اینکه نیروهای ایرنا با این تفکر هماهنگی لازم را نداشتند و برای چنین فضایی تربیت نشده بودند و سوم مطالبه مطبوعات به لحاظ تولید خبر برای ایجاد فضای جدید که مکمل آن حرکت در فضای سیاسی باشد اساسا" منابع خبری جدیدی را طلب میکرد.
در سال 78 و بعد از اتفاقات 18 تیر، خبرگزاری ایسنا با همین اهداف فعالیت خود را آغاز کرد و از بستر جدید اینترنت هم بهره برد. مطبوعات هم که تا آن موقع به تلکس وابسته بودند و باید هزینه پرداخت میکردند دیگر الان بدون هزینه میتوانستند به اخبار دسترسی پیدا کنند.لذا شاهد بودیم که ایسنا تبدیل به منبع اصلی تولید اخبار مورد نیاز این جریان در حوزه رسانه شد.
ادعای دست اندرکاران ایسنا استقلال و بی طرفی بود اما همه میدانستند که پشت این خبرگزاری، جریان اصلاحات است و تفکر حاکم بر خبرگزاری، تفکر دوم خردادی بود. تولیداتش براساس اهداف آن جریان بود هرچند سعی می کرد برای ابراز بی طرفی گاهی هم تولیداتی نزدیک به تمایل اصولگرایان داشته باشد. شرایط طوری شد که مجموعه مطبوعات کشور از هر دو طیف، ناگزیر بودند از اخبار این ایرنا و ایسنا استفاده کنند، چارچوب کلی هم که جریان دوم خرداد بود. لذا بخش قابل توجهی از فضای کشور متاثر از جریانسازیهای این دو خبرگزاری بود.

فارس:پس نقش خود مطبوعات در تولید محتوا چه بود آن هم در دورانی که خط سیاسی عموم مطبوعات یکی بود؟
فضائلی:مطبوعات بخشی از آنچه را که در رسانههای مکتوب ارائه میکنند خودشان باید تولید کنند و بخشی را از منابع خبری دیگر استفاده کنند. نسبت اینها مهم است که چند درصد تولیدی است و چقدر از اخبار از منابع خبری دیگر است، هر مقدار که رسانه حرفهای تر باشد تولیداتش بیشتر است و درصد آن نسبت به بخشهای دیگر بیشتر میشود. ولی مطبوعاتمان هم به دلیل نداشتن نیروی حرفهای و هم هزینهبر بودن تولید و مخصوصاً دشواری های آن زمان در تولید خبر، عملاً متکی به خبرگزاری ها بودند.اگر روزنامه یا نشریهای قوتی داشت قوّتش عمدتا"در سرمقاله و یادداشت و کاریکاتور یا انتخاب تیتر و گاهی هم گزارش بود ولی به لحاظ خبری تقریباً محدود به این دو خبرگزاری بودند.
بد نیست در اینجا خاطره ای تعریف کنم. من دبیر سرویس سیاست داخلی فردا بودم؛در روزنامه فردا یکی از سیاستهایمان این بود که مطالب تولیدی بیشتر باشد مثلاً بحث شد که نسبت آن 30 به 70 (تولیدی)باشد اما بعد از مدت کوتاهی این نسبت معکوس شد چرا که هم نیرو کم بود هم وسایل ارتباطی از جمله اینترنت و موبایل مثل الان شایع نبود و فضای پاسخگویی هم به مراتب محدودتر بود.
یک تجربه شخصی دارم از آن زمان، یک بار برای پیگیری سوژه ای با موبایل یکی از مدیران کل یا رییس اداره در وزارت خارجه تماس گرفتم اما اولین سئوالی که او از من پرسید این بود کهتلفن من را از کجا آوردهاید و چه حقی داشتید با من تماس بگیرید؟!حالا این موضوع را با شرایط کنونی مقایسه کنید، دسترسیها بیشتر است، در آن زمان سوژههایی را برای تولید تعریف میکردیم اما نزدیک ساعتی که باید صفحهها بسته میشد خبری از تولید خبر نبود و در ساعتهای پایانی به هر نحوی بود تلاش میشد خبر را از جایی به دست بیاوریم تا بتوانیم صفحه را ببندیم. الان هم حجم اخبار تولیدی روزنامه ها بسیار اندک است و متکی به خبرگزاریها هستند، آن موقع هم مطبوعات ما این ضعف را داشتند لذا هم در بخش سیاسی و هم در بخش رسانهای یک هژمونی در داخل کشور بوجود آمده بود و جریان دوم خرداد با سرعت بسیاری داشت پیش میرفت.
چه کسی گفته که نیروهای ارزشی و انقلابی نمیتوانند کار رسانهای حرفهای انجام دهند؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
فارس:وضعیت رسانههای اصولگرا در آن زمان چگونه بود؟
فضائلی:مطبوعات اصولگرا هم بودند اما بین دو طرف توازن نبود.سال 78 روزنامه جوان تاسیس شد که از ابتدا همکاری داشتم دبیر سیاسی و بعد سردبیر شدم. شروع خوبی داشت اما نتوانست توقعی که میرفت را برآورده کند و بعد از توقف انتشار روزنامه فردا این به لحاظ روانی خیلی مهم بود لذا یکی از اهداف ما در فارس این بود که این طلسم را بشکنیم که چه کسی گفته نیروهای انقلابی و ارزشی نمیتوانند کار رسانه ای حرفهای انجام دهند؟
در محافل مختلف بحث خلا وجود یک منبع خبری و رسانه خبری اصولگرا مطرح بود واین گلایه مطرح بود که تا کی باید از ایسنا و ایرنا استفاده کنیم. رسانههای ما به محتوای مورد نیاز خیلی سخت میتوانستند دسترسی پیدا کنند لذا این موضوع به عنوان یک مطالبه عمومی اصولگرایان درآمده بود و در محافل رسانهای و سیاسی این بحث مطرح میشد.
فارس:آیا شخصیت سیاسی خاصی درخواست کرده بود که اصولگرایان خبرگزاری داشته باشند؟
فضائلی: نه، در جمعهای خودمانی مطرح میشد. عمدتاً در جلسات داخلی مطرح میشد ضمنا" در کنار تعدد رسانه های اصلاح طلب یک اتفاق دیگری هم افتاد که فضای رسانهای را علیه نیروهای ارزشی سنگین تر کرد و آن هماهنگی بود که رسانههای اصلاح طلب داشتند. صبح که روزنامهها را میدیدید موضوع مشابهی تیتر یک و دوی تمام روزنامههای این طیف میشد و جریان سازی قابل توجهی داشتند.
آن موقع بین این جریان و آقای هاشمی رفسنجانی اختلافات شدیدی بود؛ آقای هاشمی در یکی از خطبه ها با اشاره به فعالیت رسانههای این جریان گفت(قریب به مضمون):هر روز صبح که بیدار می شویم یک بمب زیر پایمان منفجر میکنند!
به تدریج تصمیم گرفته شد جلساتی تشکیل شود و بین مطبوعات جریان اصولگرا نیز هماهنگی هایی ایجاد شو . جلسات هفتگی تشکیل میشد ( تقریباً سال 80 بود) و این جلسات موثر بود و توانست در مقابل جریان آنها فضا را تا حدودی تغییر دهد.
در دل این جلسات، بحث نیاز به منبع خبری مطرح شد که خوب است خبرگزاری راه بیندازیم و آن موقع زمزمه تأسیس دوخبرگزاری فارسو تابان مطرح بود.
ادامه دارد...

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد