وبلاگ شجره طیبه صالحین

در پس خنده ی شیرین"حسیــ♥ــن"

کد خبر: 193953|06:07 - 1393/02/26
نسخه چاپی
در پس خنده ی شیرین"حسیــ♥ــن"
52f6020ec54bbe706fc3d4b0bb9b6153-425
 

در پس خنده ی شیرین"حسیــ♥ــن"

 

صد هزاران حرف است و نگاهش اینک به افق دوخته است.

 

باورت هست که گویا دل او، به پریشانی احوال شما سوخته است؟!

 

به پریشانی احوال من جامانده، من که پایم به گِلِ پوچیِ دنیا شده است درمانده،

 

پرتو نورِ نگاهش امروز

 

مشعلی بر سرِ راه همه افروخته است.

 

کیست این مرد؟ همان خرازی ست...

 

خیره شو در نگهش تا به تو گوید اینک، به تبسم ،به نگاهش رازی ست.

 

کار دنیا همه پوچ است،بازی ست.

 

"پشت بی سیم ،حسین، باز فریاد بلندی دارد:

 

(آی ای همسفران،با شمایم که زخیل شهدا جا ماندید

 

بشتابید که معبر باز است،

 

رو به سوی دشمن، همه یورش ببرید.

 

مین اگر هست فقط مین هواهای شماست.

 

پای بر مین هواها بزنید که رهایی اینجاست.

 

بشتابید که معبر باز است.)

 

خش خشی کرد بی سیم، حاج حسین آه کشید باز در گوش صدایش پیچید:

 

"رمز همان رمز قدیم است؛همان رمز بزرگ

 

همه با نام خدا،یا زهــ♥ــرا"سلام الله علیها"

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد