اينكه اگر در گذشته نگران تبليغات انواع و اقسام كالاهاي عجيب و غريب و انواع داروهاي چاقي و لاغري در شبكههاي ماهوارهاي بوديم، حالا پاي برخي از اين كالاهاي تبليغاتي به برنامههاي پر بيننده رسانه ملي هم باز شده است.

خانهاي با سبك و سياق خانههاي فرنگي در حال حاضر برنامههاي گروه خانواده رسانه ملي همچونبرنامه به خانه بر ميگرديمبا توجه به گروه مخاطب خود ميتوانند نقش مهم و مؤثري در اصلاح سبك زندگي خانوادهها ايفا كنند اما اين برنامه به يك فروشگاه تلويزيوني تبديل شده است و كارشناسان آن هم اغلب بازاريابان و كارشناسان فروش شركتهاي توليدكننده كالا هستند. در اين برنامه حتي نمايندگان فروشگاههاي اينترنتي هم حضور دارند و براي كالاهاي عجيبي همچون بوگير و خوشبوكننده جارو برقي تبليغ ميكنند. علاوه بر اين پيش از پخش و در بين سريالها و برنامههاي پرمخاطب رسانه ملي نيز شاهد پخش تبليغات زیادی هستيم؛تبليغاتي كه حجم زماني زيادي دارند و تكرار پخششان بيش از اندازه است.صف آرايي خوراكيهاي مضر در برنامههاي كودكان و بزرگسالان تبليغات انواع و اقسام كالاها و صنايع غذايي و ظرف و ظروف خوراكپزي مدتها بود كه برنامههاي آموزش
پخت و پز را تسخير كرده بودند.


برنامههاي آموزش آشپزي همچون«بهونه»نمونهاي از اين برنامههاست. اين روال اما رفتهرفته به ساير برنامههاي رسانه ملي هم رسوخ كرده است. حتيبرنامه عمو پورنگهم به جاي آنكه روي آموزش مفاهيم و ارزشها به كودكان متمركز شود، به برنامهاي براي تبليغات انواع و اقسام خوراكيها تبديل شده است! آشپزخانه به خانه برميگرديم نيز به جاي آموزش غذا تمركز خود را روي تبليغات ظرف و ظروف، ماكاروني، رب و محصولات غذايي آماده و نيمه آماده گذاشته است. البته گاهي وقتها هم در كنار تمامي اين تبليغات شاهد آموزش غذاهاي بومي و محلي هستيم، اما وزنه كالاهاي تبليغاتي و محصولات غذايي نيمه آماده آنقدر سنگين است كه اين آموزشها در بين آن تبليغات گم ميشود.بگذريماز اينكه حتي غذاهاي فرنگي هم با خود بار فرهنگي دارند. اما با وجود طيف گسترده غذاهاي بومي محلي در كشور، رسانهها خوراكيها و دسرهاي فرنگي را آموزش ميدهند و ترويج ميكنند؛خوراكيهايي كه بنا به تأكيد پزشكان خيلي وقتها به دليل شكر، روغن و افزودنيهاي اينچنيني سلامتي ما را تهديد ميكنند. مكانيسم اثر تبليغات فلسفه آگهي در ذات آگاهي دادن است اما تبليغات بيشتر از آنكه بخواهند آگاهي بدهند ميكوشند تا ايجاد نياز كنند. بيترديد بسياري از كالاهايي كه از طريق ماهواره، اينترنت و رسانهها تبليغ ميشود، كالاهايي هستند كه حتي اگر شما هم بر اثر القاي نياز در آگهيها آنها را تهيه كرده باشيد، اصلاً به كارتان نيامده است.

كار تبليغات القا و ايجاد نيازهاي كاذب است كه با تكيه بر تكرار و تلقين و ارائه قالبهايي براي زندگي آرماني، كار خود را به سرانجام ميرسانند.در واقع تبليغات با دستكاري افكار عمومي، كليشههاي ذهني و اسطورههايي ميسازند و به ما قالبهايي خاص از زيبايي، موفقيت، اعتماد به نفس و زندگي خوب را القا ميكنند. تبليغات تجاري در محتوا و مضامين خود الگوهاي خاصي از رفتار مصرفي، ارزشها، نقشها و هنجارهاي مرتبط با آن را به همراه دارد كه در نهايت به تغيير سبك زندگي منجر ميشود.با تغيير سبك زندگي و شيوع طمع مصرف در جامعه، ارزشها و نگرشها به سمتي ميرود كه افراد از روي انتخابهاي خود، مورد قضاوت ديگران قرار ميگيرند و همين موضوع فضاي جامعه را براي پذيرش كالا يا خدمات مورد نظر مهيا ميكند.
پشت پرده تبليغات رسانههاي داخلي كبابپز موتوري، ماهيتابه رژيمي، بخار شوي، داروهاي چاقي و لاغري، مكملهاي تقويتكننده، كيف جاكارتي و دهها و صدها كالاي مختلف كه از رسانههاي داخلي و ماهوارهاي تبليغ ميشوند علاوه بر القاي نياز براي جامعه خوراكي فرهنگي هم محسوب ميشوند؛
در اين بين طبقاتي از جامعه كه توانايي پاسخگويي به اين نيازهاي جديد را ندارند يا بايد آنها را سركوب كنند يا براي رسيدن به آن تلاش بيشتري داشته باشند زيرا فضاي جامعه در تندباد تغيير سبك زندگي به گونهاي تغيير يافته كه افراد از روي داشتن يا نداشتن برخي از اين كالاها مورد قضاوت قرار ميگيرند. اما يك مسير سومي هم وجود دارد و آن شكلگيري احساس تبعيض و زمينهسازي براي رفتن از مسيرهاي ميانبر است كه منجر به شكلگيري سرطان اجتماعي فساد نيز ميشود. به همين خاطر هم هست كه برخي معتقدند با تبليغات ميتوان انسان سرگردان و تحت فشارهاي اجتماعي را در مسير مورد نظر به حركت درآورد.
نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد