وبلاگ "لبهای زخمی "

خدایا قلبم از آن توست...

کد خبر: 286354|08:14 - 1394/05/05
نسخه چاپی
	خدایا قلبم از آن توست...
قلبم ، ظرف بندگی توست ، ظرف صبر و استقامت برای ماندن در مسیری که تو برایش تعیین کرده ای و شیطان ، که از امر سجده تو بر این تن خاکی تمرد کرد ، از قلبی می هراسید که بندگی و عشق به تو در آن جای می گرفت.

به گزارشامروله، 

خدایا قلبم از آن توست...

وقتی در تحسین ، آفرینش ، این تن خاکی ، فرمودی :"فتبارک الله احسن الخالقین " یقین دارم که قلبی که در سینه ی این مخلوقت آفریدی ،            پاره ای از روح مقدس و پاک خودت بود و مصداقی از  صفات رحمان و رحیم خود را در آن جای دادی که این چنین به این مخلوقت احسنت و تبارک گفتی!

آری ، آفرینش وجودی با خاک ، شایسته ی تحسینی اینچنین از سوی معبودی به عظمت تو نبود و آن تحسین و تبارک ، به آفرینش قلبی  بود که از آن تو بود  و برای پیمودن مسیری آمده بود که رضای تو در آن مسیر  نقش بسته بود.

خدایا ، قلبم را مامن تمامی خوبیها و زیبایی ها قرار دادی و نیک می دانم که جایگاهی است برای نشان دادن ذره ای از عظمت مهربانی هایت .

وقتی به اوج رحمت تو می نگرم ، وقتی لطف بیکرانت را به ذره ذره ی این عالم هستی مشاهده می کنم ، وقتی در هر گوشه ای ، جنبده ای را می بینم که به لطف صنع و مهربانی تو در عالم خودش روزگار می گذراند ، فقط آه می کشم  که نتوانستم ، پاسخ خوبی به تبارک تو به این قلبی که برایم آفریدی بدهم.

قلب من هم می تواند ، همانند دیگر مخلوقاتت ، در راستای گسترش و تعالی مهربانی و رحمت تو گامی بردارد ، قلب من هم می تواند همانند برگهای خشکیده گیاهانی که برای آشیانه سازی پرندگان آفریدی ، آشیانه دلهای خسته و غم گرفته بندگانت باشد.

قلب من هم اگر چه سنگ باشد می توانند مثل آن تخته سنگی که آغوش بر جریان مهربان آب نهاده و بستر رودخانه ای گوارا و حیات بخش شده ، بستری باشد برای حرکت امید بندگانت...   می خواهم قلبم ، فقط برای تو زنده باشد.

خدایا...

بارها شنیده ام که : القلب حرم الله ولا تسکن حرم الله غیر الله.قلب انسان ، حریم خداست و حریم خدا جز با حضور خدا آرام نمی گیرد.

و یقین دارم که حضور تو در قلبم ، چیزی جز ، عنایت و توجه به بندگانت نیست.قلبی که برای بندگان خدا در حرکت باشد ، انگار برای خدا در حرکت است.

 مهربان من ، آنگاه که ندای در دادی ، یا ملائکه ، اسجدوا ، لادم ... و تمامی ملائکه آسمان و زمین را به سجده بر این تن خاکی انسان امر کردی ، یقین دارم که امر به سجودت ، امر به سجود قلبی بود که مامن خودت بود ، وگرنه سجده بر تن خاکی مصداقی از شرک و بت برستی است و تو   به بت پرستی و سجده بر مجسمه خاکی امر نمی کنی .

سجده ملائکه بر تن خاکی انسان ، سجده بر روح مهربانی و رحمت تو بود که در قلب انسان دمیده شده بود ، سجده بر قلبی بود که از جانب تو  برای حضور تو آفریده شده بود.

قلبم ، ظرف بندگی توست ، ظرف صبر و استقامت برای ماندن در مسیری که تو برایش تعیین کرده ای و شیطان ، که از امر سجده تو بر این تن خاکی تمرد کرد ، از قلبی می هراسید که بندگی و عشق به تو در آن جای می گرفت.

شیطان از قلبی می ترسید که مامن حضور مهربانی و عطوفت تو بود و شیطان از آن روز به عزت و جلال تو قسم خود که در گشودن دروازه های این قلب به روی پلیدی و فساد همه توان خود را به کار می گیرد...فبعزتک لاغوینهم اجمعین...

و سالهای سال است ، که دروازه های قلب این انسان خاکی ، لحظه به لحظه آماج تیرهای سهمگین اماره ی شیطانی ابلیس است و شیطان تاوان سجده نکردنش بر این قلب مقدس را با گشودن دروازه هایش به روی گناهان ، جبران می کند.

قلبی که باید ، حریم خدا باشد ، قلبی که باید ، سرمایه های بندگی و عبودیت در آن جای گیرد.

خدایا ، قلبم از آن توست ، لحظه ای به من وامگذارش، که من تاب جلوگیری از حضور شیطان در او را ندارم .

خدایا ، قلب من و قلب همه انسانها از آن توست...قلب انسانهایی که تو آفریدی.

و امر کردی که باید قلبهایشان را پاس داریم و احترام کنیم .

و امر کردی که شکستن قلب انسانی به مثابه توهین به حرم خداوندی است .

و چه زیبا امر کردی که به برکت این امر و نهی تو ، حریم انسانها محترم خواهد ماند و قلبهای انسانها ستودنی .

خدایا ، قلبم از آن توست ... جز خودت اجازه ورود بر همه را ببند.

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد