طنز/

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

سرویس: اخبار کوتاهکد خبر: 289186|04:20 - 1394/08/13
نسخه چاپی
طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب
پایگاه خبری امروله : وقتی کوچیک بودم حدودا ۶ ساله بودم داداشم چند ماهه بود.یه روز که مامانم نبود دیدم داداشم داره گریه میکنه گفتم شاید گرسنش باشه رفتم شیشه پستونکشو گرفتم دیدم پره دادم بهش بعد دیدم دهنش کف کرد.بعدا فهمیدم مامانم ...

به گزارشامروله، 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعتراف میکنم
اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن
و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم !
حلاااال کنید

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های کوتاه و خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦

 

 

 

 

 

اون چه حشره ایه که “سبزه و سنگ” می‌خوره ؟
.
.
.
.
.
حشرۀ سبزِ سنگ خوار !

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ مطالب طنز و خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم
یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه !

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

اعتراف میکنم که:
وقتی کوچیک بودم حدودا ۶ ساله بودم داداشم چند ماهه بود.یه روز که مامانم نبود دیدم داداشم داره گریه میکنه گفتم شاید گرسنش باشه رفتم شیشه پستونکشو گرفتم دیدم پره دادم بهش بعد دیدم دهنش کف کرد.بعدا فهمیدم مامانم توش مایع ریخته بود گذاشته بود اونجا تا بعدا بشوره!!!!!!

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ جملات کوتاه طنز ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

خیلی وقته فکرم به این مشغول شده
که همه پرنده ها نر و ماده شون یه اسم داره
چرا مرغ و خروس دوتا اسم متفاوت دارن !؟

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های کوتاه جدید ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

به به چه تکى چه اسی عجب پیامى !
مسیج هایت همه خوب و قشنگ نیس بالاتر از پیام تو زنگ !
اینم از ورژن جدید روباه و زاغ فک کنم میخواد ازش شارژ بگیره !

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های کوتاه و خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

كبوتر لب تنگ ماهي نشسته بود ، گفت:سقف قفست شكسته چرا فرار نميكني؟
ماهي با چشمهای قشنگش نگاهی نافذ به كبوتركرد و معصومانه گفت :واسه پدر مادرت متاسفم بااین بچه تربیت کردنشون

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ جوکهای خنده دار لاین و وایبر ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

  

“این مگه اصن توو جزوه بود” چیست؟
سوالی که پس از خواندن هر سوال امتحان در ذهن یک دانشجو تکرار میشود!

 

♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ استاتوس خنده دار فیس بوک ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

یکی از فانتزیام اینه که در حال رانندگی با عوض شدن اهنگ تغییر سرعت بدم...ولی حیف با پراید نمیشه امتحانش کرد

 

 ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز نوشته های کوتاه جدید ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

سن من بستگی به خواست مامانم داره
یه وقتا می گه
«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»
یه وقتا هم می گه
«تو هیچی حالیت نیست … بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی!»

 

 ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ طنز خنده دار ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

 

دوستم رفته جواب آزماییشو گرفته، قند داره، اوره داره، چربی داره، کلسترول داره و... بهش میگم اگه یه کم نخود و عدس داشتی خودت به تنهایی یک سبد کالایی بودی

 

 

 

 

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد