به گزارشامروله، یادداشت مهمان// خرافات به عقاید و افکار، یا آداب و اعمال نامعقول و بی اساس گفته میشود که علم به درستی آن نداشته و از خیر و شر بودنش اطلاع نداریم.خرافات از قدیمیترین اعصار وجود داشته و تا به امروز رسیده است.از اهداف مهم انبیاء و به ویژه پیامبر اکرم (ص) مبارزه با خرافات و آداب و رسوم منشأ یافته از جهل و نادانی است؛ و این مبارزات عامل گسترش اسلام گردید. خرافات دارای انگیزهها و پایههایی است که در این مقاله بدان اشاره گردیده و برخی از خرافات و دگرگونیهای دوران آخرالزمان را نیز یادآور شدهایم.
اصل اساسی در دین مقدس اسلام، حرکت در مسیر صراط مستقیم الهی است. صراط مستقیم میزان و معیار است که افراد خود را با آن سنجش نمایند تا هرگز گمراه نشوند. صراط مستقیم، همان کتاب خدا و عترت رسول الله(ص) است که با تمام اهمیّتی که دارد متأسفانه مورد غفلت برخی قرار گرفته است. به طوری که هم اکنون در این دوران افرادی ناآگاه به واسطه رنگ و لعاب دینی دادن به خیالها و خرافات خود و ترویج آن در جامعه، مردم را از راه مستقیم الهی، گمراه کرده و به سراب توهمات خود نزدیک نمودهاند، که عقائد و تفکر اینگونه انسانها فرسنگها از حقیقت دین جداست.
البته خرافات اوهام گونه این گونه افراد قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) هم وجود داشته است، اما چرا این جهل و نادانی باید به جایی برسد که دورهی آخرالزمان همچون جاهلیّت بتپرست نیز، آماج همان جهالتها و نادانی قرار گیرد و هر روشی برای کم ارزش شدن دین صورت گیرد. پیامبر (ص) در آن دوران با خرافات مبارزه کرد و مردم را به تفکّر و تعقّل واداشت و امروز وظیفهی دانشمندان و عالمان دینی و آحاد مسلمان شیعه است که وظیفه دارند با آن مقابله کنند و نگذارند اساس اسلام و دین را مردمی ساده لوح وارونه کنند.
خرافات کلیه عقائد و سنتهایی است که مردم به علل گوناگون و در اثر زمینه سازی خاصی آنها را رسم کردهاند در حالی که علم به درستی آن نداشتهاند.اما به علت شیوع و رواج داشتن، آنها را پذیرفتهاند. در کتاب فرهنگ ابجدی خرافات را به معنای سخن بیهوده و یاوه معنی کردهاند. در برخی متون دینی دربارهی خرافه آمده است: خرافه یا خرافات عبارت است از اعتقادات بی اساس که با عقل و منطق و علم و واقعیت سازگاری نداشته باشد. مثل اعتقاد به نحس بودن عدد سیزده، بدیمن بودن رنگ سیاه، نالهی جغد و ...
با نگاهی به تاریخ خواهیم دید که در زمان انبیاء گذشته مردم بر اساس اصول و ضوابط خاصی زندگی نمیکردند بلکه بر اساس عقاید و اندیشه های شخصی خود عمل مینمودند و بیشتر انحرافات و گمراهیهای که در زمان انبیاء وجود داشته و مانعی بر سر راه رشد خود و جامعه بوده است همین پیدایش نظرات ابداعی و خارج از محدودهی وحی الهی است. این انحرافات و اشتباهات تا جایی رشد کرده بود که دورهی قبل از ظهور اسلام را دورهی جاهلیت نام نهادند؛ یعنی مردم تمام روی خود را بسوی جهل گسترش نادانی باز کرده بودند و حقایق را رها کرده و تعقّل نمینمودند و خداوند متعال نیز بر دلهای کسانی که آگاهی ندارند مهر مینهد. «کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُون» و در حدیثی از امیرالمؤمنین علی (ع) میخوانیم که دربارهی جاهل فرمود: «اَلجاهِلُ مَیِّتٌ بَینَ الأحیاءِ»؛ (جاهل مرده ای است در میان زندگان)
بنابراین قرآن کریم نیز به برخی از خرافات در زمان جاهلیت اشاره نموده است، از جمله در میان عرب جاهلی معمول بود که بر بعضی حیوانات علامت و نامی گذاشته و خوردن گوشت، شیر، سوار شدن بر پشت آنها را ممنوع میساختند و این حیوانات را رها مینمودند. و در اینجا به نظری از فیلسوف و مفسّر بزرگ: استاد علامه طباطبائی «رحمة الله علیه» در باب خرافات و گسترش و پذیرش آن اشاره میکنیم:
حضرت استاد در تفسیر شریف المیزان مینویسد:
بشر از قدیمیترین اعصار لایزال گرفتار اینگونه آراء خرافی بوده و تا امروز نیز هست و آن طور که بعضی گمان کردهاند، خرافه پرستی از خصائص شرقیها نیست، بلکه همانقدر که در شرقیها هست، در غربیها هم هست، اگر نگوییم غربیها حریصتر بر اعتقاد به خرافات از شرقیها هستند؛ و از سوی دیگر همواره خواص بشر یعنی علماء و روشنفکران در پی نابودسازی رسوم این خرافات، چاره اندیشی کرده و میکنند، بلکه اعتقاد به آنها را از دلهای مردم زایل سازند، چه لطایف الحیل بکار بردند، باشد که عوام بدان وسیله متنبّه شده از خواب غفلت بیدار گردند، ولی معالجات این طبیبان مؤثر واقع نشد و انسانها همچنان گرفتار خرافات هستند. علتش هم این است که انسان هیچ وقت از تقلید در آراء نظری و حقایق اعتقادی خالی نیست، این از یک سو و از سوی دیگر از احساسات و عواطف نفسانی هم خالی نیست...»
بدعت چیست و بدعت گذار کیست؟
وَ أَمَّا أَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالْمُخَالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِکِتَابِهِ وَ لِرَسُولِهِ الْعَامِلُونَ بِرَأْیِهِمْ وَ أَهْوَائِهِم و ان کَثُرُا» ؛ (بدعت گذاران کسانی هستند که مخالف دستورات خداوند و قرآن مجید و رسول خدا هستند و به افکار و عقاید و هوی و هوس خویش عمل میکنند(چنین اشخاصی اهل بدعت هستند) هرچند تعداد آنها زیاد باشد
بدعت در لغت به چیز نو و بی سابقه، آئین نو و رسم تازه گفته میشود و همچنین به رسم و آئین جدید و سنّت تازه که بر خلاف دستور دین جعل شود نیز بدعت میگویند.
و کلمه بدعت نزد مسیحیان «هَرطَقَه» بوده یعنی کسی که بدعت در دین گذارد.بنابراین به کاری که نظیر نداشته باشد؛ و در میان مردم معروف و شناخته نشده باشد بدیع میگویند و به اوّلین فردی که آن کار را انجام داده مبدع و مبتدع گفته میشود.
در آیه شریفه «قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُل» (11) نیز همین معنا اراده شده به طوری که میفرماید: «ای پیامبر بگو من اوّلین کسی نیستم که از جانب خدا وحی آورده است.بدعت دو قسم است: 1.گاهی به معنی نوآوری در مسایل علمی، صنعتی، اجتماعی، ذوقی و مانند آن است. انسان اگر مسأله تازه ای را با ذوق سلیم و راهنمایی عقل ارائه دهد، این امر مثبتی است و بیشتر از آن تعبیر به» ابداع میشود و روشن است که پیشرفت علوم و صنایع بشر در سایهی این نوآوریهاست.
در معنی دیگر بدعت تحریف احکام خدا، یا اضافه کردن چیزی بر آن است؛ که این نوع از بدعت، بدعت منفی است، و متأسفانه گاهی این دو نوع را جابجا میکنند تا با تظاهر با بدعت مثبت، بدعت منفی را پیاده کنند. مثل این که به عنوان نوآوری میگوید: «وضو برای زمانی بوده که بهداشت به طور مطلوب مراعات نمیشد و مردم به اندازه کافی خود را شست و شو نمیکردند، بدین جهت اسلام وضو را برای رعایت بهداشت لازم کرد، ولی اکنون که مردم خود به خود بهداشت را در حدّ مطلوب رعایت مینمایند، دیگر وضو لازم نیست!» بدین جهت باید هوشیار بود که بدعت گذاران، بدعت منفی را در لباس بدعت مثبت پیاده نکنند.
اگر انسان برای اعمال و رفتار خود میزان و رد اطمینان نداشته باشد نمیتواند راه را از بیراهه، دوست را از دشمن، حقیقت را از خرافه و سخن و حدیث درست را از روایات دروغ و نادرست تشخیص دهد و در نهایت به گمراهی و تباهی کشیده شده، از مسیر روشن سعادت و نجات باز میماند. از امام سجاد (ع)روایت شده که حضرت فرمودند: «انَّ أفضَلَ الأعمالِ عنداللهِ ما عُملَ بالسُّنَةِ و إن قَل» ,(با فضیلتترین اعمال نزد خداوند یکتا، عملی است که بر طبق [معیار و میزان] سنت باشد، اگر چه آن عمل کم باشد) بنابراین انسان برای اعمال و رفتارش نیاز به معیار و میزان دارد و عملی که بر طبق این میزان انجام شود ارزش زیادی خواهد داشت.
آری وظیفه شیعیان در این زمان که بازار نظریه پردازی و مطرح نمودن افکار و اندیشه های گوناگون بوده تمسک به معیار، یعنی قرآن و عترت برای نجات و سعادت است. همانطور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «مَن تَمَسَّکَ بِسُنَّتی فِی اختِلافِ اُمَّتِی کانَ لَهُ أجرُ مِائَةَ شَهِید» ؛ (کسی که در اختلاف امّت من [در زمان غیبت] به سنّت و روش من پای بند باشد برای او اجر صد شهید خواهد بود) و امام سجاد (ع) میفرمایند: «مَن ثَبَتَ عَلی وَ لایَتینَا فی غَیبُةٍ قائمنا أعطاهُ الله أجرَ أَلفَ شَهِیدٍ مِثلَ شهداء بَدرٍ وَ اُحُد» ؛ (کسی که در زمان غیبت قائم ما بر ولایت ما ثابت قدم بماند، خدای تعالی به او اجرهزار شهید مثل شهیدان بدر و اُحد عطا میکند.
در این میان وظیفه ما این است که اهل تفکّر و تعقل باشیم و هرگز همچون اقوام گذشته که همواره میگفتند ما پیرو آباء و اجداد و پیشینیان خود هستیم، از دیگران کورکورانه تقلید نکنیم و خود را در کنار مردم زمان جاهلیّت قرار ندهیم.
آگاه بودن به زمان باعث میشود که دگرگونیهای زمانه در انسان تأثیر نگذارد و دچار خرافات نشود، از این جهت نتایجی که این مقاله دارد این است که 1.عالم و آگاه به زمان باشیم تا دچار انحراف نشویم. 2.ایمان خود را کامل کنیم و با تمسک به ثقلین (کتاب خدا وعترت) در راه مستقیم استقامت ورزیم3.بدون تفکّر و تعقّل و استدلال علمی و دینی هر سخنی و عملی را نپذیریم. 4.همچون کاه روی آب نباشیم که با امواج آب به این سو و آن سو کشیده شویم و از خود اراده ای نداشته باشیم.
منابع و مآخذ
1.قرآن کریم
2.نهج البلاغه، صبحی، صالح، نشر دارالأسوة، اوقاف، چاپ اول، 1415 ه.
3.بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، نشرالوفاء، چاپ بیروت، سال 1403.
4.النهایه، ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، محقق طناحی، محمودمحمد، نشر مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ چهارم،
قم، سال 1367 ش.
5.تفسیر المیزان، طباطبائی، ترجمه موسوی، سیدمحمدباقر، نشر دفتر انتشارات حوزهی علمیه اصفهان، 1376 ش.
6.میزان الحکمه: محمدی ری شهری، محمد، نشر دارالحدیث، چاپ سوم، قم، سال 1381 ش.
7. 110سرمشق از سخنان حضرت علی (ع)، مکارم شیرازی، ناصر، تحقیق علیان نژادی، ابوالقاسم، انتشارات امام علی (ع)،
چاپ قم، سال 1380 ش.
8.فرازهایی ازتاریخ اسلام، سبحانی، جعفر، نشر مشعر، چاپ یازدهم، سال 1378 ش.
9.فروغ ابدیت، سبحانی، جعفر، نشر بوستان کتاب، چاپ هیجدهم، قم، سال 1382 ش.
10.تاریخ اسلام، ذهبی، محمد بن احمد، نشر دارالکتب العربی، بیروت، سال 1413 ه.
11.ارشاد، مفید، محمد بن محمّد، نشر کنگره شیخ مفید، چاپ اول، قم، سال 1413 ق.
12.الکافی، کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، نشر دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1388 ه.
13.الغیبه للنعمانی، النعمانی، محمد بن ابراهیم، نشر صدوق، چاپ دوم، سال 1376 ش.
14.خرافات در زندگی مردم، شاکر اردکانی، سیدا سماعیل، نشر الهادی، قم، چاپ ششم، سال 1390 ش.
15.مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، نشر ناصر خسرو، ده جلدی، چاپ تهران، سال 1372 ش. پ
16.نهج الفصاحه، پاینده، ابوالقاسم، نشر دنیای دانش، چاپ چهارم، تهران، سال 1382 ش.
17.وارونه ها و خرافات در آخرالزمان، سبزی اراکی، ابوالفضل، نشر ملینا، چاپ دوم، قم، 1388 ش.
18.وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، محقق القائینی، محمد بن محمد الحسن، نشر مؤسسه معارف اسلامی امام رضا (ع)، چاپ اول، قم، سال 1418 ق.
19.نرم افزار گنجینه روایات، مرکز علوم اسلامی، حوزهی علمیه قم.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد