به گزارشامروله، یادداشت -احمد رضا دردشتی/انسان، همچون دیگر موجودات هستی، موجودی نیازمند است. نیازمندی، مهمترین شاخص تکوین و هویت وجودی انسان و احساس نیاز، موثرترین عامل انگیزش، پویایی و حرکت در نظام شخصیت اوست.((۱ میتوانیم بگوئیم که در اغلب حرکتها، تکاپوها و تلاشهای آدمی، عنصر نیاز و احساس نیاز نقش اصلی و نخستین را بازی میکند.
نیازهای انسان، سطوح و لایههایی دارد. لایههای عمیقتر، مهمتر، عالیتر و انسانیتر از لایههای روئین است. انسانها، بسته به سن، سطح تحول شناختی و هیجانی، علم و آگاهی، ایمان، تفکر، تربیت و … ادراک و احساس متفاوتی از نیازهای خود دارند. همه نیازها، بالقوه در ذات انسانها وجود دارد، امّا شناخت همه نیازها، بالخصوص نیازهای عالی و انسانی، برای همه آدمیان محقق نمیشود و برخی از آنها تا پایان عمر سرگرم نیازهای ابتدایی میمانند.
سطح اوّل: از نیازها را نیازهای زیستی تشکیل میدهد. نیاز به غذا، اکسیژن، نور، دما، خواب و … مهمترین نیازهای زیستی به شمار میروند که بقای موجود زنده، وابسته به تأمین مطلوب آنهاست.
لایه دوم: نیازهای روانشناختی است. نیاز به امنیت و آرامش، نیاز به دلبستگی (دوست داشتن و دوست داشته شدن)، نیاز به تعلق، نیاز به احترام از جمله این نیازهاست.
لایه سوم: نیازهای عالی است. در این سطح میتوان به نیازهایی مثل نیاز به خودشکوفایی، نیاز به پرستش، نیاز به زیباشناسی و هنر، نیاز به علمجویی اشاره کرد.
اکثر انسانها نیازهای لایه اول (نیازهای زیستی) را به خوبی و حتی بدون آموزش، ادراک و احساس کرده و در پی ارضای آن برمیآیند؛ هرچند شیوهها و راههای تأمین این نیازها، به علل گوناگون فرهنگی، اخلاقی، مذهبی و… نسبت به افراد مختلف، قدری متفاوت است. هرچه به لایههای عمیقتر و زیرین نیازها نزدیکتر میشویم، شمار کمتری از انسان را خواهیم یافت که به نیازها عالیتر هوشیار شده و به دنبال ارضای آنهاهستند. مهمترین و مؤثرترین عامل در این راستا، آموزشهای درست یا نادرست است که میتواند زمینه رشد و بالندگی و رسیدن به سطوح عمیق نیازهای وجودی را فراهم کرده و یا از آن جلوگیری کند.
نیاز جنسی، ماهیت و مؤلفهها
یکی از نیازهای اصلی و پرتأثیر شخصیت انسان، نیاز جنسی است. نیاز جنسی، بر خلاف تصور مألوف، نیازی ترکیبی است؛ یعنی از لایههای متعددی، تکوین یافته است: لایه بدنی، لایه روانشناختی (نیاز به آرامش، تعلق، دلبستگی، اقتدار) و لایه انسانی (نیاز به زیباشناسی و هنر، احترام، پرستش و…) علاوه بر این میل به فرزندآوری و تداوم نسل هم (که ناشی از نیاز به جاودانگی و میل به خلود است) به این مسأله پیوند میخورد. بنابراین، نیاز جنسی که مهمترین عامل پیوند میان زن و مرد است، باید به درستی شناخته و مورد توجه قرار گیرد.
متأسفانه اکثر انسانها تنها به یک یا دو سویه از سویههای نیاز جنسی توجه کرده و همان را مبنای انتخاب همسر و تعاملات انسانی خود قرار میدهند. زن و مرد با ادراک و احساس نیاز جنسی و تمایل شدید نسبت به جنس مخالف خود و شناخت این واقعیت که نیاز جنسی تنها و تنها در پیوند خوردن با او به ارضا و آرامش میرسد، به سوی ازدواج و زندگی مشترک سوق داده میشوند.
این انگیزه، اگر چه مهمترین محرک به سمت ازدواج و ارتباط با جنس مخالف است، امّا به تنهایی نمیتواند دلیل موجهی برای انتخاب همسر باشد. انتخاب همسر، پیش از آنکه نیازمند علت و انگیزه باشد، محتاج دلیل و راهنماست. بیتوجهی یا کمتوجهی به همه ابعاد زندگی مشترک در آغاز راه و ادامه زندگی، عواملی را ایجاد میکند که هرکدام به تنهایی یا مجموعا میتواند زمینه گسست و فروپاشی خانواده را به همراه داشته باشد.
زمینههای پدیدآیی خیانت در خانواده
تحقیقات فراوانی درباره مسأله ارتباطهای موازی و خیانتهای(۲)زناشویی در همه جای دنیا انجام شده است. پدیده خیانت زناشویی و ایجاد ارتباطهای نامشروع و غیرقانونی در همه جوامع وجود دارد و متأسفانه تحت تأثیر مقتضیات و شرایط زندگی مدرن، رو به افزایش است.
کشور ما نیز از شرارههای این آتش خانمانسوز در امان نبوده و چنین مسائلی روز به روز در حال گسترش و فراوانی است. علل و عوامل گوناگونی برای خیانت زناشویی معرفی شده است که در این مجال تنگ و کوتاه به برخی از آنها، با اختصار اشاره میکنیم. طالبان باید توضیح تفصیلی را در کتابها و مقالاتی که درباره این موضوع نگاشته شده است، پیگیری کنند. البته تذکر میدهیم که ممکن است برخی از عوامل مورد اشاره، با یکدیگر هم پوشی داشته باشند، امّا به سبب روشنتر شدن موضوع و برجسته کردن اهمیت آن، به تفکیک مورد بررسی قرار میگیرند.
زیربنای همه عواملی که موجب خیانت در زندگی مشترک میشود، احساس نارضایتی از ارتباط با همسر و زندگی زناشویی است.
نارضایتی، گاه ریشه در عوامل واقعی و منطقی دارد و گاه ریشه در عوامل خیالی، غیرمنطقی و یا غیرمشروع؛ در اینجا به اهم عوامل نارضایتی اشاره میکنیم:
یکم: انتظارات بی پاسخ؛ روشن است که همه کسانی که ازدواج میکنند و رنج مسئولیت زندگی مشترک را میپذیرند، انتظاراتی از آن دارند که میپندارند در کنار همسر و فضای زندگی زناشویی تأمین میشود. چنانچه فردی در زندگی مشترک به انتظارات و خواستههایش نرسد، ممکن است در جای دیگر و با فرد دیگری آن را جستجو کند. انتظارات ممکن است انتظاراتی واقعی و مشروع باشند و ممکن است ناشی از وسواس، خودخواهی و برداشتهای نادرست از ازدواج و ارتباط با همسر. از این رو همسران باید پیش و پس از ازدواج به صورت مستمر به واکاوی و شناسایی انتظارات خود از زندگی مشترک توجه کرده و با تحلیل صحیح و ارزیابی دائمی آنها زمینه را برای رفع انتظارات غلط و تأمین مطلوب انتظارات منطقی و درست فراهم کنند.
تأمین نیازها و انتظارات هرکدام از زوجین منوط به شناسایی، به رسمیت شناختن و برآوردهکردن انتظارات طرف مقابل است. هنگامی که انتظارات فرد، پاسخ مطلوبی میگیرد، احساس رضایتمندی و خوشبختی ارتقا یافته و دلبستگی فرد به زندگی و همسر فزونی مییابد. در چنین شرایطی احتمال گرایش فرد به فردی غیراز همسر کاهش یافته و پایههای زندگی مشترک استوار و محکم میشود.
دوم: تفاوتهای شخصیتی؛ انسانها، همواره برای داشتن روابط صمیمی به دنبال افرادی از جنس خودشان میگردند؛ ما اغلب به کسانی که بیشترین شباهت را در افکار، اهداف، ارزشها، عواطف و رفتارها با ما داشته باشند، جذب میشویم. ازدواج رابطهای دوستانه و صمیمانه است و از این قاعده مستثنا نیست. زن و مرد، هرچه به هم شبیهتر و به تعبیر ادبیات دینی، هم کفو هم باشند، رابطه صمیمانهتر و رضایتبخشتری خواهند داشت و این امر به استحکام بنیان زندگی و ایمنشدن آن از خیانت کمک میکند. خصلتهای شخصیتی موردتوجه در ازدواج و انتخاب همسر به دو دسته تقسیم میشوند: خصلتهای متضاد و مکمل و خصلتهای مشابه و متقارن؛ خصلتهای مکمل، خصلتهایی هستند که با هم متضادند، امّا وجود یکی در مرد و دیگری در زن، همدیگر را تکمیل کرده و موجب پویایی و رضایتمندی می شوند؛ امّا خصلتهای مشابه و متقارن، خصلتهایی هستند که زن و مرد باید به طور یکسان و مشابه هم از آنها برخوردار باشند.
مثلا خصلتهای سلطهجویی و سلطهپذیری، از خصلتهای متضاد ولی مکملند که اگر یکی در مرد و دیگری در زن وجود داشته باشد به آرامش و تفاهم در ارتباطهای آنها کمک میکند؛ امّا وجود خصلت سلطهجویی در همسران، موجب بروز تنش، جنگ قدرت و اختلاف میشود. اما خصلت درونگرایی و برونگرایی از خصلتهایی است که باید به طور یکسان و مشابه در زن و مرد وجود داشته باشد. حال اگر یکی از همسران، برونگرا و دیگری درونگرا باشد، به احتمال زیاد تنشها، دلخوریها و نارضایتیها در زندگی مشترک فزونی خواهد یافت. یکی از مهمترین عوامل خیانت در خانواده تفاوت چشمگیر و مدیریت نشده همسران در ویژگی هیجانطلبی است. زن و مرد باید در این خصوصیت نزدیک به هم باشند تا شرایط زندگی برای هردو دلپذیر و رضایتبخش باشد.
اگر یکی از همسران هیجانطلبی بالا و اصولگرایی پایینی داشته باشد و دیگری هیجانطلبی پایینی از خود نشان بدهد، زندگی برای فرد هیجانطلب، بسیار ملالآور و فاقد معنا میشود و چون بنابر فرض، اصولگرایی پائینی دارد، به احتمال زیاد به خیانت میل پیدا کرده و ممکن است مرتکب برقراری رابطه موازی با غیرهمسر خود شود. از این رو افراد باید در هنگام خواستگاری به این مسأله توجه کنند و اگر دوفردی که خواهان ازدواج با یکدیگرند، در خصوصیت هیجانطلبی از هم فاصله قابلتوجهی دارند، آن را مدیریت کرده و خود را با ویژگی طرف مقابل سازگار کنند.
سوم: سردی روابط عاطفی؛ این عامل خود مولود عوامل گوناگون زیستی، روان شناختی، تربیتی و اجتماعی است. گرمی روابط عاطفی برای همسران، یکی از مهمترین عوامل ایمنسازی زندگی از خیانت است. همسرانی که در زندگی مشترک از سردی روابط عاطفی رنج میبرند، باید خیلی زود ریشههای آن را یافته و برای رفع آن اقدامهای جدی انجام دهند. استفاده از خدمات مشاوره خانواده و مطالعه کتابهای سودمند در این رابطه به صورت جدی توصیه میشود.
چهارم: مشکلات و اختلالات جنسی؛ نارضایتی جنسی و احساس ناکامی در روابط زناشویی، یکی از عوامل مهم گرایش به ارتباطهای خارج از خانواده در مردان و زنان و بخصوص مردان است. متأسفانه برخلاف آموزههای دینی ما که برای رفع مسائل و مشکلات جنسی اهمیت قائل است و توصیههای پرشماری هم از سوی پیشوایان دین برای این امر ارائه شده است، ناسازگاریهای جنسی و اختلالهای مربوط به آن در کشور ما همچنان به عنوان مهمترین عامل طلاق مطرح میشود؛ ولی همسران برای رفع مشکلات جنسی و ارتقاء سطح بهداشت و رضامندی جنسی، اطلاعات ناچیزی در اختیار داشته و برای رفع آن اقدامهای جدیای انجام نمیدهند.
پنجم: اختلالات شخصیتی؛ برخی اختلالات شخصیتی مانند وسواسهای فکری، بدبینی، بدخلقی و بدرفتاری که منجر به سردی روابط عاطفی و متعاقب آن پیدایش زمینههای انگیزشی خیانت میشود.
ششم: مشکلات و نارساییهای اقتصادی؛ این عامل بخصوص در موارد خیانتهای زنان، فراوان به چشم میخورد. زنانی که یا از حداقل نیازمندیهای اقتصادی محرومند و یا تحت تأثیرچشم وهمچشمی، عدم قناعت، آزمندی و نیازهای کاذبند و چون از راههای مشروع به آن نمیرسند ممکن است برای رسیدن به خواستههای اقتصادی خود از طریق رابطه با مردان، اخاذی یا تنفروشی اقدام کنند.
هفتم: تنوعطلبی و آزمندی(۳)؛ اگرچه تنوعطلبی ریشههای طبیعی در وجود انسان دارد، اما میتواند تحت تأثیر برخی محرکهای اجتماعی، مانند تبلیغات مرموز رسانهای و از جمله شبکههای ماهوارهای و اینترنت، تشدید شده و فرد را به سمت روابط نامشروع تشویق کند. بسیاری از فیلمها و تبلیغات کاذب ماهوارهای، با ایجاد انتظارات غلط و غیرواقعی و به تصویر کشیدن فضاهای خیالی و متوهمانه از رابطه جنسی نامشروع، به ایجاد انگیزه در مخاطبان اقدام میکنند. تبلیغات شبکههایی مانند من و تو، فارسی وان و دیگر شبکههای ماهوارهای در همین راستا ارزیابی میشود.
هشتم: ضعف ایمان و ترس از خداوند؛ بیپروایی و بیتقوایی زمینه روابط باز و بدون حد و مرز را فراهم میکند. روابط باز و بدون چارچوب شرعی، به شکلگیری دوستیها و رابطههای نامشروع کمک میکند. بیحجابی، چشمچرانی و رعایت نکردن چارچوبهای شرعی در تعاملات زن و مرد، زمینه مناسبی برای پاشیده شدن بذرهای گناه و پدیدآمدن انگیزههای شیطانی و نامشروع و جوانه زدن ارتباطهای زیانبار خیانتآمیز است.
البته هریک از این عوامل و زمینههای ایجاد و مکانیزمهایی که بر مسئله خیانتهای زناشویی مؤثر است و ما به اختصار از آن سخن گفتیم، نیازمند بحثها و تحلیلهای روانشناختی و جامعهشناختی دقیق است که این مجال فرصت پرداختن به آنها نیست. نکته دیگری که باید بر آن تأکید کنیم این است که وجود چنین عواملی الزاماً به شکل گیری روابط نامشروع نمیانجامد و ممکن است افرادی علیرغم مواجهه با چنین مسائلی، همچنان به تعهدها و پیمانهای شرعی و اخلاقی خود وفادار بمانند و یا محدودیتها و محذورات اجتماعی، مجال تحقق چنان خواستههایی را به آنها ندهد.
راه مقابله با پدیده زشت و خطرناک خیانت، رعایت حد و مرزهای شرعی در روابط زن و مرد، تقویت باورهای دینی و انگیزههای اخلاقی، آموزش، هدایت و حمایت مردم برای تشکیل زندگی مشترک سالم و پرنشاط، آموزش خانوادهها برای حل مسائل گوناگون خود از طرق مشروع و منطقی، رفع مشکلات اقتصادی و اصلاح فرهنگ جامعه… است.
۱. انگیزش و هیجان، محمدکریم خداپناهی، تهران: سمت؛ نظریههای شخصیت، دووان شولتز، ترجمه یوسف کریمی و همکاران، تهران: ارسباران
۲. البته منظور ما از خیانت، برخلاف تصور رایج که ملهم از فرهنگ غربی است، تنها برقراری ارتباط با فردی بیرون از چارچوب ازدواج شرعی است. بنابر این اگر مرد متأهلی از طریق ازدواج موقت یا مجدد با زنی رابطه برقرارکرد، هر چند همسر اول او از این کار ناراحت باشد، خیانت محسوب نمیشود. اگر چه ممکن است آزار همسر تلقی شود.
۳.تنوع طلبی به خودی خود خصلت بدی نیست و تا زمانی که در چارچوب عقل و اخلاق و شرع دنبال شود نه تنها نکوهیده نیست که عامل طراوت و پویایی و زیبایی زندگی است.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد