به گزارش امروله ،؛ در بحبوحه رقابت تسلیحاتی و هجوم الگوریتمهای هوش مصنوعی، این پرسش اساسی مطرح است که معیار نهایی «قدرت ملی» چیست؟ نگاه غالب جهانی، آینده را در گرو قدرت ماشین و انبار مهمات میبیند.
اما تحلیل روندهای کنونی نشان میدهد که آسیبپذیری جوامع مادی در برابر فروپاشی روانی و فقدان معنا، مهمترین تهدید پیش روی تمدن مدرن است؛ بر این اساس، قدرت واقعی ملتهای آینده در تعادل میان علم و ایمان رقم خواهد خورد.
جهان امروز به مرحلهای رسیده که قدرت مادی از چارچوبهای اخلاقی سنتی فراتر رفته است. الگوریتمهای هدایت افکار عمومی و تسلیحات خودکار سایبری، اگرچه نشانه بلوغ علمی هستند اما خطر بزرگی در دل خود دارند.
وقتی علم از قید معنویت و وجدان اخلاقی جدا شود، نه خدمتگزار انسان که به اربابی بیرحم برای سلطهگری تبدیل میشود؛ علمی که نداند به کدام سو میتازد، دیر یا زود ارابه زندگی بشر را به پرتگاه پوچی خواهد کشاند.
از دست رفتن هویت، چالش خاموش عصر جهانیسازی است؛ فرهنگ یکپارچه مصرفگرایی، انسان را از یک کنشگر هدفمند به مصرفکنندهای منفعل تقلیل داده و اراده جمعی را فلج کرده است.
نتیجه این فرایند آن است که ملتها حتی با پیشرفتهای خیرهکننده اقتصادی، دچار سرگیجه تمدنی و فقدان معنا میشوند؛ ثروت هست اما آرامش نیست؛ تکنولوژی هست اما هدف نیست.
در این وانفسای بیهویتی، معنویت مانند یک لنگر عمل میکند؛ ایمان به ارزشهای الهی و انسانی به ملتها قدرت میدهد تا با حفظ اصالت فرهنگی، دستاوردهای مدرنیته را هوشمندانه فیلتر کنند.
جوامع مؤمن آنچه را با کرامت انسانی همخوانی ندارد دفع میکنند و آنچه به تعالی بشر کمک میکند میپذیرند؛ این یعنی ورود به جهان مدرن بدون از دست دادن روح خود.
جنگهای قرن بیست و یکم، جنگهای ادراکی و روایتهاست؛ در این میدان نبرد، تسلیحات نظامی تنها یک روی سکهاند؛ روی دیگر سکه تابآوری روانی ملتها در برابر بحرانهای پیدرپی است.
جامعهای که بنیانهای معنوی مستحکمی داشته باشد، در برابر شوکهای اقتصادی و شایعات مأیوسکننده فرو نمیریزد؛ این مصونیت جمعی حاصل از ایمان، مرز میان تسلیم شدن یا ایستادگی است.
اراده مؤمن، قدرتی فراتر از هایپرسونیک
ارادهای که از باور به هدف هستی سرچشمه میگیرد، حتی از پیشرفتهترین موشکهای هایپرسونیک نیز شکستناپذیرتر است؛ زیرا معادلات روح انسان مؤمن در ذهن هیچ دشمنی قابل پیشبینی و محاسبه نیست.
جهان نیازمند نسخه جدیدی از توسعه است؛ نسخهای که در آن هوش مصنوعی با وجدان انسانی همسو شده باشد؛ پیشرفتی که محصول نهایی آن انسانی تنهاتر و پوچتر باشد، در ذات خود شکستخورده است.
تمدنی که میتواند الهامبخش ملتهای جهان باشد، تمدنی است که در آن هر گام تکنولوژیک، گامی برای تعالی روح و نزدیکی به حقیقت باشد؛ این همان پیشرفت با جهت است.
در این مدل، معنویت نه ترمز علم بلکه فرمانده حرکت مادی عمل میکند؛ ایمان به قدرت لجامگسیخته بشری مرز میگذارد و به آن جهت اخلاقی میبخشد.
آینده از آن ملتهایی است که هم قدرت محاسبات کوانتومی را میفهمند و هم قدرت محاسبه نفس و خلوت شبانه را؛ توازن میان این دو، نقطه ثقل قدرت واقعی در جهان فرداست.
این تعادل میتواند جهان را از ورطه بیمعنایی نجات دهد و پیشرفتی پایدار و کرامتمحور را برای نسلهای بعد به ارمغان بیاورد؛ تمدنسازی بدون ایمان، ساختن برجهایی بر شنهای روان است.
نویسنده: بهمن کریمی؛ فعال رسانهای
